تبليغاتX
ادمین
كساني كه به ورزش دو علاقه‌مندند و براي دست يافتن به ركوردهاي جديد تلاش مي‌كنند از تكنيك ويژه‌اي براي كاهش زمان خود استفاده مي‌كنند. آنها در تمريناتي كه به تنهايي مسير مسابقه را مي‌دوند معمولا زمان بيشتري را نسبت به زماني كسب مي‌كنند كه در شرايط مسابقه و در رقابت با حريفان تلاش مي‌كنند. به همين دليل در رقابت‌هاي تمريني نيز يك يا چند نفر از هم تيمي‌ها با فاصله زماني از دونده اصلي شروع به دويدن مي‌كنند تا دونده اصلي براي ارضاي حس رقابت و گرفتن رقيب خود بر سرعت خود بيفزايد. اين موضوع در حوزه‌هاي مختلفي به چشم مي‌خورد و هر بار كه انسان در شرايط رقابتي قرار گرفته است روند فعاليت‌هاي او سرعت و حتي كيفيت بهتري پيدا كرده است. تجربه و تاريخ نشان داده است كه اين موضوع در مورد علوم نيز صادق است اگرچه جوايز علمي متعددي در جهان وجود دارد كه برخي از آنها مانند نوبل اعتبار بسيار بالايي هم دارند اما گاهي اين جوايز با عنصر رقابت همراه مي‌شود. آخرين نمونه جوايز رقابتي در حوزه علم جوايزX است. بنياد جايزهX با انتخاب شعار پيشرفتهاي انقلابي از مسير رقابت، سعي دارد برخي از اساسي‌ترين حوزه‌هاي علمي را مورد تاثير خود قرار دهد و عرصه‌هاي جديدي را در اين زمينه‌ها بگشايد.

داستان بنيادX  داستان هيجان‌انگيز اكتشاف و پيشرفت به سوي آينده است. اهدافي كه براي اين مسابقه در نظر گرفته شده است گاه تنه به داستان‌هاي علمي  تخيلي مي‌زند، اما بر مبناي آينده بشر و آينده‌نگري انسان شكل گرفته است. داستاني كه بر مبناي تجربه‌اي موفق در ابتداي قرن 20 شكل گرفت و اكنون اميدهاي فراواني به آن بسته شده است.

مسابقه‌اي براي پرواز از فراز اقيانوس‌

اگر چه نمونه‌هايي از تدوين جوايز علمي در قرن 18 و 19 وجود دارد كه از جمله مي‌توان به مجموعه جوايز تعيين طول‌هاي جغرافيايي و ناوبري دريايي در قرن 18 و جايزه 100 هزار فرانكي دولت فرانسه براي استخراج سودا از آب دريا در قرن 19 اشاره كرد، اما يكي از تاثيرگذارترين اين جوايز كه باعث تغيير چشمگيري شد و در عين حال عموم مردم نيز به آن توجه نشان دادند در ابتداي قرن 20 وضع شد. در سال 1919 و در حالي‌كه انسان به تازگي توان پروازهاي سرنشين‌دار تجاري را به دست آورده بود، مساله مهم براي بسياري از مردم و صاحبان صنايع هوايي ارائه امكانات بيشتر پروازها و گسترش شبكه پروازي خود به مقصد‌هاي مختلف بود.

در آن دوره به دلايل فني امكان پروازهاي بسيار طولاني مدت وجود نداشت و هواپيماها بعد از طي مسيرهاي نسبتا كوتاه ناچار به توقف، سوختگيري و احيانا تعميرات جزيي بودند. از سوي ديگر آن روزهاي آغازين عصر فضا هنوز پرواز همراه با ماجراجويي‌هاي فراوان بود و فراتر از مهندسان و تاجران جمع كثيري از ماجراجويان نيز به اين عرصه پيوسته بودند. داستان هيجان‌انگيز زندگي چنين افرادي بعدها سوژه بسياري از فيلم‌ها و داستان‌ها شد كه يكي از آخرين نمونه‌هاي آن فيلم هوانورد مارتين اسكورسيزي است كه به زندگي هيوز، هوانورد ماجراجوي امريكايي مي‌پردازد.

در آن دوره امكان پرواز از فراز اقيانوس اطلس و ايجاد پل ارتباطي ميان اروپا و امريكا اگرچه نيازي جدي محسوب مي‌شد، اما تلاش براي مستقيم كردن اين خط و پروازهاي بدون توقف بيشتر از آن كه نياز جامعه باشد ماجراجويي به حساب مي‌آمد.

در سال 1919 رقابتي مطرح شد كه برنده آن جايزه‌اي معادل 25 هزار دلار دريافت مي‌كرد. برنده اين جايزه كسي بود كه با هواپيمايي كه طراحي مي‌كرد مسير نيويورك - پاريس را بدون توقف پرواز كند. اين اتفاق تا سال 1927 رخ نداد. درآن سال خلباني به نام چارلز ليندبرگ موفق به انجام اين پرواز ماجراجويانه شد و براي اين‌كه اين جايزه را كسب كند عدد بسيار بيشتري را هزينه كرد. در حقيقت هزينه اين پرواز 400 هزار دلار برآورد شد، اما در حالي‌كه جهان احساس مي‌كرد اين پرواز تنها ارضاي يك حس ماجراجويي است، اما آمارهايي كه سال بعد منتشر شد نشان از آن داشت كه انقلابي واقعي در عرصه هوانوردي رخ داده است به طوري‌كه از زمان اعلام اين جايزه تا اهداي آن تعداد كساني كه گواهي خلباني دريافت كرده بودند 300 درصد افزايش يافته بود و همين‌طور ليسانس يا تاييد ايجاد خطوط هوايي نيز 400 درصد افزايش را نشان مي‌داد. بدين ترتيب انقلابي جدي در اين حوزه رخ داد كه برآوردهاي بعدي نشان از آن داشت كه بيش از 300 ميليارد دلار دستاورد اقتصادي اين جايزه 25 هزار دلاري بوده است.

روياي دوباره پرواز

دكتر پيتر ديامانديس محققي بود كه به طور جدي به نقش رقابت و جوايز ويژه براي پيشبرد نيروهاي خلاقانه باور داشت. مطالعه داستان جوايز قبلي نظير جايزه هوانوردي معروف 1919 او را بر آن داشت تا رايزني‌هايي را براي راه‌اندازي جايزه‌اي جديد براي هدفي جدي شروع كند. او به شدت علاقمند و دلباخته فضا بود و آرزو داشت روزي فرا رسد كه پروازهاي فضايي از انحصار سازمان‌هاي فضايي خارج شده و وارد عرصه رقابت‌هاي خصوصي شود و سرانجام به جايي برسيم كه هر كسي كه مي‌خواهد به فضا برود بتواند بليط خود را رزرو كرده و عازم مدار شود، ايده‌هاي نخستين جايزه او را شكل مي‌داد. زماني كه در سال 1995 كمپاني هوانوردي سنت لوئيس شرايط شكل‌گيري بنياد اين جايزه كه جايزهX  نام گرفته بود را ممكن كرد نخستين جايزه از مجموعه جوايز آن به نام جايزه ايكس - پرايز براي سفر خصوصي به فضا مطرح شد.

اين جايزه در سال 2004 رسما تغيير نام يافت و به جايزه انصاريX  معروف شد و اهداي آن در همان سال داستان پروازهاي فضايي را وارد عصر جديدي كرد. اما آنچه اين بنياد و جايزه را ماندگار كرد عدد بالاي اولين جايزه آن نبود بلكه جمعي از نيروهاي روشن فكر و آينده‌نگر بودند كه به نام حلقه چشم‌انداز اين مجموعه وارد بنياد شدند و آن را در مسيري خلاقانه به پيش بردند و با استفاده از روش‌هاي علمي آينده نگرانه خود سعي كردند از اين فرصت براي افزايش نقش انقلابي و پيش رو اين نهاد در پيشبرد دانش بهره گيرند.

نگاهي به اسم اين افراد كافي است تا توان عظيم خلاقانه‌اي كه در اين مجموعه جمع شده‌اند را تصور كنيد. افرادي مانند لري پيج و سرگئي برين، بنيانگذاران گوگل، انوشه و امير انصاري، كار آفرينان نمونه ايالات متحده، اميد كردستاني، مدير افسانه‌اي بازرگاني گوگل تعدادي از اعضاي اين حلقه هستند. جالب اين‌كه در ميان 12 عضو اين حلقه 4 نفر ايراني هستند.

نخستين جايزه: به سوي فضا

نخستين جايزه كه در سال 1995 مطرح و در سال 2004 به نام Ansari X Prize  تغيير نام داد تلاشي بود براي واقعي كردن پروازهاي خصوصي فضايي. انوشه انصاري مدير موفق يك شركت مخابراتي پس از آن كه به دليل فعاليت‌هاي اقتصادي و كارآفرينانه خود به چهره‌اي مطرح تبديل شد به همراه همسر و برادر همسر خود شركت جديدي را براي كار روي فناوري‌هاي نوين ايجاد كردند. انوشه كه از كودكي عاشق پروازهاي فضايي بود و همين امر باعث شد تا سال 2006 او خود به عنوان نخستين فضاگرد زن جهان و اولين ايراني فضانورد به ايستگاه فضايي رود، با اطلاع از جايزهX  به آن پيوست و حمايت مالي اولين جايزه را بر عهده گرفت.

اولين جايزهX  كه به جايزه انصاري مشهور شد به مبلغ 10 ميليون دلار تعيين شد كه بر مبناي آن گروهي برنده تلقي مي‌شود كه بتواند فضاپيمايي خصوصي با قابليت پرواز به بالاتر از ارتفاع 100 كيلومتر ساخته و آن سفينه كه قابليت حمل حداقل 2 نفر دارد را در مدت‌ يك هفته 2 بار با موفقيت آزمايش كند.
 

ديدگاه بنياد ايكس پرايز مبني بر ضرورت ايجاد تغييرات بنيادي و ريشه‌اي و فراتر از زمان و باور به امكان تحقق اين ايده‌ها از دل رقابت تاكنون توانسته است بخشي از اثرات خود را نشان دهد

علت اين شرايط يكي واقعي بودن و امكان‌پذير بودن اين پرواز است و ديگري به صرفه بودن از نظر اقتصادي. سرانجام 4 اكتبر 2004 در پايگاهي در صحراي موجاوا در امريكا، طرحي كه به طور مشترك از سوي بارت روتان طراح پر سابقه سازه‌هاي فضايي و پاول آلن شريك ثروتمند بيل گيتس در مايكروسافت مطرح شده بود توانست دومين پرواز موفق خود را به انجام برساند و اين طرح شامل يك هواپيماي حامل سفينه به نام شواليه سفيد بود كه زماني كه به ارتفاع مشخصي مي‌رسيد سفينه اصلي كه نام كشتي فضايي شماره 1 را بر خود داشت از آن جدا مي‌شد و با روشن كردن موتورهاي خود سفينه و خدمه آن را به مرز فضا در ارتفاع 100 كيلومتري مي‌رساند. در اين شرايط، خدمه براي دقايقي بي وزني را تجربه مي‌كردند، از فراز جو و از دل آسمان سياه، زمين را به شكل منحني مي‌ديدند و سپس با فرود مانند يك گلايدر اين پرواز چند ساعته فضايي به پايان مي‌رسيد.

زماني كه اين پرواز با موفقيت انجام شد معلوم شد عصر انحصار دولتي در عرصه فضا رو به اتمام است و بزودي قدرت‌هاي خصوصي جديدي در اين زمينه ظهور مي‌كنند. اين جايزه 10 ميليون دلاري كه در سال 2004 اهدا شد از هم‌اكنون نتايج خود را نشان داده است. برخي از شركت‌هاي خدمات هتلي از جمله هيلتون از هم‌اكنون طرح ساخت هتل‌هاي فضايي خود را در دستور قرار داده‌اند و حتي 2 نمونه بدون سرنشين به نام جنسيس در مدار قرار گرفته است از سوي ديگر سر ريچارد برانسون، سرمايه‌دار برجسته و صاحب‌نام كه يكي از چهره‌هاي اصلي سرمايه‌گذاري در حوزه‌هاي نوين فناوري است چند هفته پيش اعلام كرد با همكاري برنده جايزه انصاريX  نسل دوم كشتي فضايي و شواليه سفيد را تا سال آينده به شكل تجاري مورد استفاده قرار خواهد داد.

در اين طرح كه بر مبناي برنده مسابقه به توليد رسيده است 8 مسافر به همراه 2 خدمه با شواليه سفيد و كشتي فضايي شماره 2 به مدار زمين مي‌روند و چند ساعتي را صرف گذر از مرزهاي زمين و ديدار با زمين از فضا خواهند كرد. تاكنون 100 نفر بليط اين پرواز را كه از سال آينده آغاز مي‌شود رزرو كرده‌اند و در اولين گام هزينه سفرهاي فضايي شخصي به طور قابل توجهي تا 200 هزار دلار كاهش يافت و اين تازه اولين گام است.

در پي اين مسابقه هر ساله بنياد جايزهX  مسابقه‌اي را به نام جام جايزهX  برگزار مي‌كند كه در آن طرح‌ها و ابتكارات نوآورانه در خصوص سفرهاي فضايي به رقابت با يكديگر مي‌پردازند و صاحبان صنايع فضايي نيز با حضور در آن امكانات آينده خود را محك مي‌زنند و از برخي از طرح‌ها حمايت مي‌كنند تا مسير جديدي در راه پيشرفت‌هاي فضايي به وجود آيد.

گام دوم: به سوي اسرار بدن

اگرچه اولين اقدام و اولين جايزه بنيادX   نگاه به آسمان داشت، اما در نگاه طراحان اين جايزه به سوي بنيادي‌ترين ساختارهاي بدن انسان تمركز پيدا كردند. بسياري از دانشمندان حوزه پزشكي و سلامت معتقدند تمام رفتارها، بيماري‌ها، توانايي‌ها و ناتواني‌هاي ما در ژن‌هاي ما نقش شده است و اين ژن‌ها مي‌تواند نقشه‌اي از عملكرد بدن را در گذر نسل‌ها به تصوير بكشد.

پروژه نقشه‌برداري ژنتيكي موجودات از زماني كه انسان با مفهوم ژن آشنا شد، در اولويت قرار گرفته بود و پس از آن‌كه اين پروژه در باره چندين موجود مختلف با موفقيت پيش رفت نوبت به انسان رسيد و سرانجام تكميل نقشه ژنتيكي يا ژنوم يك انسان در سال 2000 با موفقيت به نتيجه رسيد، اما مشكل كوچكي كه وجود داشت اين بود كه اين نقشه‌برداري بسيار پر هزينه و از سوي ديگر بسيار زمان‌بر است و اين در حالي است كه اگر بتوان اين نقشه‌برداري را در زمان كوتاه و به هزينه‌اي معقول انجام داد بسياري از بيماران كه دچار بيماري‌هاي عجيب و غريب و ناشناخته مي‌شوند مي‌توانند با تهيه نقشه ژنتيكي خود ريشه مشكلات را پيدا كرده و در عين حال پزشكان نيز مي‌توانند با در دست داشتن اين نقشه براي بيماران خود راه‌حل‌هاي موثري پيدا كنند.

همين انگيزه بنياد ايكس پرايز را برآن داشت كه دومين جايزه خود كه به جايزه آنكور ايكس، معروف است را اعلام كند. بر اساس اين اعلام اين جايزه به مبلغ 10 ميليون دلار به گروهي تعلق خواهد گرفت كه بتوانند در مدت 10 روز يا كمتر نقشه ژنتيكي 100 نفر را به طور كامل تهيه كنند به شرط آن كه براي تهيه هر نقشه بيش از 10 هزار دلار هزينه نشده باشد و خطاي نقشه‌برداري كمتر از 1 به 100 هزار باشد.

در عين حال جايزه ويژه و اضافه‌اي هم براي گروهي در نظر گرفته شده كه علاوه بر انجام خواسته فوق بتواند نقشه ژنتيك چند فرد به خصوص كه فهرست آنها تهيه شده است را ترسيم كند. افرادي مانند پرفسور استفان هاوكينگ، انوشه انصاري و نلسون ماندلا در اين فهرست به چشم مي‌خورد. اين اتفاقي است كه اگر رخ دهد بازتاب‌هاي بسيار قابل توجهي خواهد داشت و انتظار مي‌رود روند تشخيص و درمان بسياري از بيماري‌ها دگرگون شده و در عين حال امكانات پيشگيري بسيار جدي نيز مطرح شود. هنوز هيچ گروهي اين جايزه را نبرده است، اما تلاش‌هاي بسياري در اين خصوص در حال انجام است.

گام سوم: هدف كره ماه‌

در طي چند سال اخير كه پژوهش‌هاي فضايي بار ديگر در كانون توجه قرار گرفته است، بار ديگر نام ماه و داستان سفر به آن نيز مورد توجه جدي آژانس‌هاي فضايي قرار گرفته است. اين بار و در حالي‌كه سازمان‌هايي مانند ناسا، اسا، آژانس فضايي ژاپن، روسيه، چين و هند ماه را هدف گرفته‌اند، سياستگذاران جايزه ايكس در اقدامي متهورانه رقابتي را بنياد نهاده‌اند كه مي‌تواند سرنوشت اكتشاف ماه را دگرگون كند.

اين گروه جايزه خود را به مبلغ 50 ميليون دلار اعلام كرده است. حامي اين جايزه شركتGoogle  است كه در سال‌هاي اخير تلاش‌هاي مهمي را در حوزه افزايش دامنه اينترنت انجام داده است و حتي توافقنامه‌هايي با ناسا براي افزايش توان خود امضا كرده است. مطابق دستورالعمل اين جايزه جديد كه به جايزهx  گوگل براي فتح ماه معروف شده است، تيمي برنده خواهد بود كه اولا تا پايان سال 2010 آمادگي خود براي شركت در رقابت را اعلام كرده باشد و بتواند مجموعه فضاپيما و روبات ماهنوردي را بسازد كه حداقل 90 درصد مراحل طراحي، سرمايه‌گذاري و ساخت آن به شكل خصوصي صورت گرفته باشد و اين سفينه بتواند به ماه پرواز كند، روبات مه‌نورد را به سلامت بر سطح ماه فرود آورد، اين روبات حداقل 500 متر روي ماه سفر كند و در نهايت تصاوير و داده‌هاي مشخصي از اين فضاپيما به زمين ارسال شود.

جالب اينجا است كه اگرچه انجام چنين كاري به نظر خيلي دور از ذهن مي‌آيد، اما همين الان حداقل يك تيم در اين رقابت ثبت نام كرده است تيمي كه به اوديسه ماه معروف است و طراحي خود را به پايان رسانده و در حال تكميل آخرين بخش‌هاي فني انجام اين آزمون است. جالب اين‌كه يكي از مديران اين تيم نيز يكي از هموطنان ما، دكتر رحيم خادم است. بدين ترتيب به نظر مي‌رسد اين بار اين جايزه قصد دارد به جاي آن‌كه پس از شركت‌ها و صنايع دولتي موضوعي را خصوصي كند در اولين گام گوي رقابت را از بقيه بربايد و بي‌دليل نيست كه افرادي چون آرتور سي. كلارك و مراكزي چون ناسا و سازمان فضايي ژاپن از اين ايده و اين مسابقه پشتيباني كرده‌اند.

گام چهارم: محيط زيست‌

در گام چهارم بنياد ايكس پرايز جايزه خود را درخصوص خودرو‌هاي آينده مطرح كرده است. اگرچه رقم دقيقي براي اين جايزه در نظر گرفته نشده است، اما از تيم‌هاي مختلف دعوت شده است تا در اين رقابت به منظور طراحي و ساخت خودروهاي دوستدار محيط زيست و فروش آنها به خريداراني كه راغب به خريد ماشين‌هاي سالم و سازگار با طبيعتند كنند. اگرچه عدد جايزه دقيقا معلوم نيست، اما سود سرشاري در اين رقابت نهفته است. امروز بخش عمده‌اي از آلودگي‌هاي محيطي ما در اثر سوزاندن سوخت‌هاي فسيلي در موتور خودروها صورت مي‌گيرد.

از سوي ديگر با توجه به اهميت يافتن مساله گرمايش زمين و تاثيرات آن بر زندگي روزمره ما و پيشرفت‌هاي فناوري كه نياز به خودروهاي جديد را بسيار برجسته مي‌كند بيش از هر زماني مورد توجه قرار گرفته است. بدين ترتيب اين مسابقه بستري را براي مشاركت در نجات سياره ايفا خواهد كرد. اين پروژه از هم‌اكنون با پشتيباني سازمان‌هاي محيط‌زيست و افراد علاقه‌مند به حفظ كره زمين مواجه شده است. يكي از پشتيبانان آن بازيگر سابق هاليوود و فرماندار فعلي كاليفرنيا، آرنولد است.

پيش به سوي آينده

بنياد ايكس پرايز در اين سال‌ها توانسته علاقه و توجه بسياري را با موضوعات آينده‌نگرانه جلب كند. ديدگاه اين بنياد مبني بر ضرورت ايجاد تغييرات بنيادي و ريشه‌اي و فراتر از زمان و باور به امكان تحقق اين ايده‌ها از دل رقابت تاكنون توانسته است بخشي از اثرات خود را نشان دهد. با وجود اين راه بسيار طولاني در پيش است و ايكس پرايز نيز آماده چالش‌هاي جديد است. سياستگذاران و متفكران اين مركز در تلاشند تا به طرح جوايزي بپردازند كه مي‌تواند آينده را دگرگون كند. بازه مورد توجه آنها از مسائل اجتماعي و پزشكي گرفته تا فضا و دانش‌هاي نوين را كه مي‌تواند نحوه زيست ما را بر اين سياره دگرگون كند در بر مي‌گيرد.

اگرچه اين جوايز در رده گران‌قيمت‌ترين جوايز علمي جهان طبقه‌بندي مي‌شوند، اما فراتر از مقدار جايزه بايد نقشي را به ياد آورد كه اين جوايز در آينده بشريت ايفا خواهندكرد.

پوريا ناظمي‌

+ نوشته شده توسط ادمین در شنبه چهاردهم خرداد 1390 و ساعت 17:6 |
همه چيز از سال 2007 و از شهر سيدني شروع شد. در آن زمان بود كه در يك طرح ابتكاري فدراسيون جهاني حيات وحش و روزنامه سيدني مورنينگ هرالد‌ پيشنهاد كردند تا در آخرين شنبه ماه مارس (6 فروردين)‌ بين ساعت 30‌/‌8 تا 30‌/‌9 شب به وقت محلي همه مردم چراغ‌هاي منازل و محل‌هاي كار خود را براي مدت يك ساعت به احترام سياره مادري خود خاموش كنند.

اين اقدامي نمادين بود كه براي نشان دادن توجه مردم به اهميت سياره مادري و جدي بودن خطراتي كه اين سياره را تهديد مي‌كند از گرمايش زمين و تغييرات اقليم گرفته تا آلودگي هوا و آلودگي نوري و...‌ برنامه‌ريزي شده بود، اما شايد خود طراحان هم فكر نمي‌كردند در اولين اجراي اين برنامه ‌2‌/‌2‌ميليون نفر از شهروندان سيدني با اين طرح همراهي كنند و با خاموش كردن چراغ‌ خانه‌ خود نگراني خود از بلاهايي كه بر سر سياره خود مي‌آوريم را نشان دهند و گذشته از آن ده‌ها مركز تجاري و صنعتي نيز در اين يك ساعت خاموشي با مردم شريك شوند.سال بعد تعداد مشاركت‌كنندگان به 50 ميليون نفر رسيد كه در بيش از 35 كشور اين مراسم را برگزار كردند.

‌به‌سرعت اين برنامه به يكي از برنامه‌هاي موفق و نمادين جهان براي مقابله با گرمايش زمين بدل شد و تا جايي توسعه پيدا كرد كه از سال دوم برگزاري آن برخي‌ شهرها اعلام كردند در حمايت از اين طرح ابتكاري چراغ نمادهاي مهم خود را خاموش مي‌كنند. چراغ‌هاي سالن اپراي شهر سيدني، مجسمه آزادي، برج ايفل، مجسمه عيسي مسيح در ريو تعدادي از اين نمادها بودند. اما در شرايطي كه اين رويداد در سراسر جهان با استقبال روز افزوني مواجه ‌شد در ايران اين برنامه در سكوت برگزار ‌شد.

اگرچه چند نفري از فعالان محيط‌زيست در اين‌باره اظهارنظر مي‌كردند و از مردم مي‌خواستند تا حداقل چراغ‌هاي معابر و خانه‌هاي خود را خاموش كنند، اما به دليل قرار گرفتن اين مناسبت در ميانه تعطيلات نوروزي معمولا اين دعوت اجابت نمي‌شد، جز چند نفري در گوشه و كنار كشور، خبري از گراميداشت اين ساعت در ايران شنيده نشد. براي همين بسياري از كساني كه نخستين بار صحبت‌هاي محمدرضا حيدرزاده ، مدير‌كميسيون محيط زيست شهرداري تهران را شنيدند كه در آستانه سال جديد اعلام كرد امسال و در ساعت زمين تهران نيز با خاموش كردن چراغ‌هاي برج ميلاد، اين ساعت را گرامي خواهد داشت، شايد باورشان نشد. اما شامگاه روز 6 فروردين ساعت 30‌/‌20 تا 30‌/‌21 به راستي چراغ‌هاي غيرضروري برج ميلاد خاموش شدند و تهران رسما به جمع برگزاركنندگان مراسم روز زمين پيوست.

برج ميلاد تهران نماد جديد و مدرن شهر تهران است. اين نماد ويژه با نورپردازي خاص خود نه‌تنها ستوني از نور را به سمت آسمان مي‌فرستد كه در مناسبت‌هاي مختلف با ستون‌هاي نور رقصان شهر را در جشن‌هاي عمومي همراهي مي‌كند و خاموش كردن چراغ‌هاي آن در ساعت زمين اتفاق مهمي به شمار مي‌رود؛ اتفاقي كه اگر با آگاهي بخشي عمومي همراه باشد مي‌توان به آينده آن اميد بست.تهران خود يكي از قربانيان آلودگي در جهان است. گزارش‌هاي سالانه خبر از مرگ صدها نفر بر اثر آلودگي هوا در اين شهر مي‌دهند. از سوي ديگر اين شهر قرباني آلودگي نوري و صوتي نيز هست. نورهاي مزاحم باعث شده‌اند تا بسياري از جانوران اين شهر آن را ترك كنند و همه اين آلودگي‌ها در كنار هم نفس كشيدن و زيستن در تهران را دشوار كرده است. خاموش كردن چراغ‌هاي برج ميلاد تنها يك نماد است. نماد توجه شهر به محيط زيست خود و مردمانش.نمادي كه اگر از سوي مردم و نهادهاي مسوول جدي گرفته شود مي‌تواند آينده‌اي اميدبخش براي شهر غبار گرفته تهران و ديگر شهرهاي آلوده ايران به ارمغان آورد. اين نمادي است از مشاركت در يك رويداد جهاني و شايد نشانگر اين‌كه اگر آلودگي‌هاي هوا را جدي نگيريم مهم نيست در كجاي اين جهان زندگي مي‌كنيم. از سيدني، توكيو و تهران تا لندن و نيويورك همه روي يك سياره‌ايم و سرنوشت ما در مواجهه با پديده‌هاي فرامرزي همچون تغييرات اقليمي به يكديگر گره خورده است.

+ نوشته شده توسط ادمین در شنبه چهاردهم خرداد 1390 و ساعت 14:30 |
در اساطير رومي «مركوري»، پيامبر خدايان المپ است. مردي با كفش‌هاي بالدار كه پيام ساكنان بلندمرتبه كوهستان آلپ را ميان آنها منتقل مي‌كند. شايد به دليل همين كفش‌هاي بالدار و سرعت بي‌نظير او بود كه وقتي قدما، سياره‌اي را در آسمان رصد كردند كه بسرعت از افق شامگاهي به افق صبحگاهي منتقل و به دشواري مي‌شد آن را رصد كرد نام آن را مركوري گذاشتند.

 اما يونانيان اين خداي را به نام ديگري مي‌شناختند، هرمس. هرمس اما تنها به كفش‌هاي بالدار و عصاي درمانگرش شهره نبود كه به خاطر همراه داشتن اسرار فراوان مشهور عالم بود. عطارد سياره تيزپاي منظومه شمسي كه نزديك‌ترين سياره به خورشيد هم محسوب مي‌شود، نه‌تنها سياره تيزروي آسمان شب است كه يكي از رازآميزترين مكان‌هاي منظومه ما نيز به شمار مي‌رود. عطارد، نخستين سياره منظومه شمسي و سياره بسيار كوچكي است كه در اولين نگاه شبيه ماه است و پر از حفره‌ها و دهانه‌هايي كه نشان از گذشته آشوبناك اين سياره دارد. نزديكي بيش از حد به خورشيد باعث شده است تا اين سياره جو نداشته باشد و به همين دليل همه سنگ‌هاي آسماني كه از نزديكي آن عبور كرده‌اند و به دام گرانشش افتاده‌اند بر سطح آن سقوط كرده‌اند و زخمي بر چهره آبله‌گون آن به جاي گذاشته‌اند. نزديكي بيش از حد به خورشيد از سوي ديگر باعث شده است تا اين سياره رفتارهاي مداري عجيب و غريبي از خود نشان بدهد، رفتارهايي كه بايد از نظريات اينشتين براي توضيح آن كمك گرفت.

رازهاي اين سياره بسيار بيش از چيزي است كه بتوانيد فكرش را بكنيد، اما شايد جالب‌تر از همه رازهاي اين سياره اين باشد كه تاكنون هيچ سفينه فضايي به ملاقات اين سياره نرفته بود. تنها يك بار و در دهه 70 «مارينر 10» در ماموريتي مشترك به ديدار زهره و عطارد رفت كه در ميانه ماموريتش به دليل پايان نيروي محركه‌اش از كار افتاد. از آن به بعد هيچ ملاقات‌كننده‌اي به ديدار اين سياره نرفته است. جالب اين‌كه حتي از روي زمين هم امكان بررسي اين سياره به شكل جدي وجود ندارد. اگرچه از دوران باستان اين سياره، جرمي شناخته شده در آسمان به شمار مي‌رفت اما به دليل نزديكي به خورشيد هميشه آن را تنها در دقايقي در دل شفق و فلق بامدادي و عصرگاهي مي‌شد ديد و به دليل قرار گرفتن در زير نورباران خورشيد تلسكوپ‌هاي بزرگ فرصتي براي بازديد از آن نداشته‌اند و به همين دليل ماموريت مسنجر براي آنها فوق‌العاده مهم به شمار مي‌رفت. ماموريتي كه پس از 5‌/‌6 سال كه از زمان پرتابش مي‌گذشت با موفقيت در اواخر سال گذشته خورشيدي وارد مدار عطارد شد و در فاصله 155 ميليون كيلومتري زمين به ديدار عطارد رفت. البته مسنجر براي اين‌كه به اين قرار ملاقات برسد، مجبور بود چند باري سياره زمين، زهره و خود عطارد را دور بزند تا در مدار مناسب قرار بگيرد و اين يعني اين سفينه براي رسيدن به مقصد به جاي 155‌ميليون كيلومتر، 9‌/‌7 ميليارد كيلومتر در فضا سفر كرده است. اما سرانجام با ارسال نخستين تصاوير به زمين نشان داد اين ماموريت ارزش اين همه صبر و سفر را داشته است.

اولين تصوير يكي از گودال‌هاي مهم عطارد به نام گودال دبوسي را نشان مي‌داد؛ گودالي كه به واسطه رگه‌هاي درخشان بيرون زده از آن براي دانشمندان فوق‌العاده جذاب است. دبوسي نام خود را از آهنگساز فرانسوي اواخر قرن 19 و اوايل قرن 20 به نام كلود دبوسي وام گرفته است. اتحاديه جهاني نجوم بيشتر عوارض اين سياره را به نام شعرا و ادبا نامگذراي كرده است و به همين دليل هم گودال‌هايي به نام سعدي و چند شاعر ديگر ايراني نيز روي اين سياره وجود دارند.

+ نوشته شده توسط ادمین در شنبه چهاردهم خرداد 1390 و ساعت 14:30 |
پيش از سال 1981 يعني قبل از پرتاب نخستين شاتل فضايي آمريكايي، موشك‌هاي يك‌بار مصرف مسووليت انتقال تجهيزات فضايي و فضانوردان به فضا را به عهده داشتند تا اين كه مقامات ناسا در پيش‌بيني برنامه آينده فضايي ايالات متحده آمريكا استفاده از وسيله‌اي مطمئن و كم‌هزينه‌تر ـ كه بتوان چندين بار از آنها براي انجام ماموريت‌هاي فضايي استفاده كرد ـ را مورد بررسي قرار دادند و به اين ترتيب ايده ساخت شاتل‌هاي فضايي مطرح شد.

در حقيقت مي‌‌توان گفت كه شاتل‌ها نخستين سفينه‌هاي فضايي با قابليت استفاده مجدد بودند. 3 بخش اصلي تشكيل‌دهنده يك شاتل فضايي عبارتند از: مدارپيما، موشك‌هاي تقويت‌كننده و همچنين مخزن بيروني سوخت كه پس از پايان هر ماموريت، ديگر قابل استفاده نبوده و لازم است مخزن جديدي جايگزين آن شود. اين سفينه‌هاي رفت و برگشتي ظرفيت 7 مسافر و بيش از 25 تن تجهيزات فضايي را دارند و ويژگي‌‌ منحصر به فرد آنها اين است كه مي‌توانند مدت زمان طولاني‌تري در مدار زمين قرار گيرند. شاتل‌هاي فضايي مجهز به يك بازوي رباتيك هستند كه با استفاده از آن مي‌‌توانند ماهواره‌ها را به دام انداخته و در صورت نياز اقدامات لازم براي تعمير اين ماهواره‌ها يا انتقال آنها به ديگر مدارات زمين را انجام دهند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بخش مدارپيماي شاتل‌هاي فضايي توسط كاشي‌هاي مقاوم در برابر گرما محصور شده است، بنابراين اين كاشي‌ها مي‌توانند از سوختن مدار هواپيما در هنگام بازگشت به زمين جلوگيري كنند. پرتاب شاتل‌هاي فضايي اغلب هزينه‌هاي زيادي را در بر دارد و بجز هزينه‌هايي كه بابت تعمير و نگهداري اين شاتل‌ها پرداخت مي‌شود هر ماموريت فضايي كه با استفاده از شاتل‌ها انجام مي‌شود بيش از 500 میلیون دلار هزينه در بر خواهد شد كه مبلغ قابل توجهي است. شاتل‌هاي فضايي كه امروزه دوران بازنشستگي آنها آغاز شده است، قادرند تا 100 پرواز فضايي را به راحتي انجام دهند. اگرچه طول مدت ماموريت شاتل‌هاي فضايي اغلب حدود 7 تا 8 روز است، اما در صورت لزوم مي‌توانند حتي تا 20 روز هم به پرواز خود در فضا ادامه دهند. موشك‌هاي جامد شاتل‌ها، بيشترين نيروي لازم بر پرتاب يك شاتل از سكوي پرتاب را تامين مي‌كنند و از آنجا كه پس از روشن‌شدن ديگر قابل خاموش‌شدن نخواهند بود، آخرين بخشي هستند كه پس از اجازه پرتاب شاتل، روشن خواهند شد. تاكنون 7 شاتل ساخته شده كه 2 تا از اين شاتل، تنها به منظور انجام آزمايش‌ها و بررسي‌هاي لازم ساخته شده‌اند. 2 شاتل چلنجر و كلمبيا نيز دچار سانحه شدند و بنابراين در اين سال‌ها تنها 3 شاتل ديسكاوري، آتلانتيس و انديور مشغول فعاليت بودند. با توجه به برنامه‌هاي آينده ناسا براي سفر به مدارهاي پاييني كره زمين و همچنين سفر به مريخ كه مستلزم صرف بودجه قابل توجهي است، ناسا ديگر قادر به ادامه برنامه شاتل‌ها نخواهد بود و به همين علت اعلام كرده است كه پس از انجام آخرين ماموريت فضايي ديسكاوري، آخرين پرواز 2 شاتل ديگر نيز تا پايان تابستان امسال به پايان خواهد رسيد تا به اين ترتيب پس از 30 سال، شاتل‌هاي فضايي بازنشسته شوند.

فرانك فراهاني‌جم

منبع: britanica

+ نوشته شده توسط ادمین در شنبه چهاردهم خرداد 1390 و ساعت 14:27 |
در حالي كه موضوع استفاده از سوخت‌هاي جايگزين در خودروهاي هيبريدي هنوز براي رسيدن به بهترين و عملي‌ترين گزينه در حال تحقيق و بررسي هستند، خودروي الكتريكي هم كه شانس اول خودروسازان براي خروج از بحران‌هاي آلودگي و انرژي محسوب مي‌شود چرا كه اين خودرو براي تبديل شدن به محصولي جهاني و مشتري پسند بايد همزمان در دو زمينه اعتبار خود را اثبات كند؛ چرا كه حتي براي كاربرد گسترده اين خودروها از يك‌سو درگير معضل باتري‌ها براي كاهش وزن و افزايش بازده مصرف آنها هستند و از سوي ديگر سرگرم چانه زني با دولت‌ها براي تأمين زيرساخت‌هاي اين حوزه و تشويق بخش خصوصي براي توسعه اماكن جاده‌اي و اختصاص جايگاه‌هاي شارژ.

 به همين دليل هم واقعيت از وابستگي بي‌چون و چراي دنياي امروز به تردد خودروهاي بنزين سوز حكايت دارد و بي‌شك صورتحساب خوراك مصرفي موتور خودروها يكي از ارقام پررنگ هزينه‌هاي جاري عموم مردم به حساب مي‌آيد كه به تناوب بابت هزينه بنزين به باك خودروها سرازير مي‌شود. از رهگذر مشكلات موجود و تلاش در جهت غلبه برآنها، شاهد طيف گسترده‌اي از تلاش و پژوهش‌هاي محققان براي معرفي فناوري‌ها و ابتكارات مختلف در حوزه خودرويي هستيم كه عمدتا بهبود و افزايش كارآمدي سوخت و عملكرد موتور را هدفگيري كرده‌اند. اما بتازگي محققان از فناوري نام آشنايي خبر داده‌اند كه با ورود به يكي از كليدي‌ترين بخش‌هاي خودرو قصد دارد رانندگي سبزتر و كارآمدي سوخت بيشتري را به جامعه صنعتي امروزي ارائه دهد.

نگاهي به روند تغيير و اصلاحات وارد شده بر ساختار خودروها و بررسي فهرست اجزا و قطعات توانمند شده، مشخص مي‌كند سر تا پاي يك خودرو، زير تيغ شكل‌دهي و تجهيز دوباره رفته است تا از اين رهگذر، خودرويي سبك‌تر و پاك‌تر را رقم بزند. البته اين قضيه فقط تا قبل از آن كه شمع‌هاي ماشين سر و وضع ديگري به خود بگيرد و به اصطلاح مدرن شود، مصداق داشت. هر چند شمع‌هاي موتور تا امروز به عنوان مؤلفه و ركن اصلي احتراق سوخت خودرو ديده مي‌شدند و احتمالا جايگاهي دائمي و بي‌رقيب داشتند، اما گروهي از محققان ژاپني اعتقاد دارند، ليزرهاي آنها مي‌تواند كار شمع را به نحو بهتري به انجام برساند.

ماجراي جايگزين كردن يكي از قطعات سنتي و پر سابقه صنعت خودروسازي و ركن ضروري روشن شدن ماشين‌ها با فناوري ليزر به آنجا برمي‌گردد كه محققان تحقيقات ليزر موسسه دانش ملكولي ازاكاي ژاپن مي‌گويند براي رسيدن به مدلي از رانندگي، ضمن صرفه جويي در مصرف بنزين و كاهش انتشارات دي اكسيد كربن، از قدرت و نيروي بيشتري نيز برخوردار باشد به فرآيند اشتعال جديدي نياز خواهد بود.

هر ليزر تركيبي از پودرهاي سراميكي ساخته مي‌شود كه حرارت بالايي را تجربه مي‌كنند و سپس با يون‌هاي فلزي دربر گرفته مي‌شوند. بخش‌هاي جداگانه اين مواد با پيوند خوردن به همديگر، ليزري را مي‌سازند كه تقريبا چيزي معادل نصف يك اينچ (27‌/‌1 سانتي‌متر) قطر دارد.

با‌ورود لیزر به شمع‌های موتور به عنوان یکی از کلیدی‌ترین بخش‌های خودرو رانندگی سبزتر و مقرون به صرفه‌تر امکان‌پذیر می‌شود

با اين اوصاف چندين پالس سريع قادر است انرژي نوري متمركز لازم و كافي براي يكي از اين ليزرهاي بسيار خرد را فراهم كند تا يك مخلوط سوخت و هوا را شعله‌ور سازد. برخلاف شمع‌هاي موتور، ليزرها الكترودي ندارند كه در طول زمان دچار خوردگي و سايش شود و همين ويژگي آنها را براي استفاده در وسائط نقليه بر پايه سوخت پاك ايده‌آل مي‌سازد. اين ليزرها از يك شمع موتور نيز تندتر كار مي‌كنند و در نتيجه بايد كارايي سوخت را بهبود ببخشند.

معرفي نوعي از ليزر تركيبي براي استفاده در سامانه جرقه زني و اشتعال خودرويي، در حالي از سوي محققان مطرح مي‌شود كه ساير ليزرهاي مگاواتي ضربان بزرگ موجود پيچيده، ناپايدار، ناكارآمد و پر هزينه هستند. حتي تا همين اواخر ليزرهاي ضرباني براي استفاده در موتورهاي خودرو خيلي بزرگ بودند. اما اين سامانه ليزر سراميكي جديد مي‌تواند هم اندازه و قالب سرسيلندر موتور دربيايد.

نكته جالب درباره فناوري اشتعال ليزري آن است كه تا پيش از انجام پژوهش حاضر، اصولا توليد نوعي توان مورد نياز براي جرقه زني و احتراق با ليزر- به‌خصوص در چنين بدنه فشرده و متراكمي ـ امري غيرممكن بود. اما چند سال قبل نمايندگاني از يك شركت فناوري خودرويي ژاپن موسوم به دنزو به آزمايشگاه محققان آمدند و بحث استفاده از ليزرهاي آنها را براي احتراق موتور خودرو مطرح كردند. در واقع اين همكاري راه توسعه ليزر جديد احتراقي خودرويي را صاف و هموار كرد.

در اين ميان هر چند محققان معتقدند اين ليزرهاي ريزتراشه سراميكي مناسب توليد انبوه هستند و باعث پايين آمدن قيمت خواهند شد، اما مسوولان شركت همكار با ادعاي اين كه هنوز در مرحله تحقيق و توسعه قرار دارند، از اعلام جزئيات بيشتر درباره بهاي خرده فروشي اين سامانه ليزري يا تأثيرش بر كارآمدي سوخت امتناع مي‌ورزند. اين وضعيت در حالي است كه گروه محققان سرگرم كار روي يك ليزر سه پرتوي هستند و اميدوارند حتي از ليزر فعلي‌شان سريع‌تر از كار دربيايد.

ارائه پژوهش‌هاي ليزري محققان در همايش ليزرها و الكترو اپتيك و اخبار مربوط به ليزر جديد سامانه احتراق خودروها، توجه شركت‌ها و متخصصان زيادي بويژه توليدكنندگان تجهيزات الكترونيكي نوري را به خود جلب كرده است. برخي محققان از جمله فيزيكدانان متخصص در زمينه مواد و ادوات ليزري در مورد سامانه ليزر جديد، محققان ژاپني اظهار داشته‌اند كه اين فناوري با توليد يك فرآيند اشتعال پاك‌تر و كارآمدتر سوخت مي‌تواند بهره‌وري‌هاي افزايش يافته در موتورهاي احتراقي را دستخوش تغيير و تحولي اساسي كند. به اعتقاد كارشناسان در صورتي كه ليزرها بتوانند به طول عمر بيشتر موتورها كمك كنند، مزايا و برتري‌هاي عمده‌اي از جمله بهره‌وري افزوده، ديرپايي و كاهش بالقوه هزينه‌هاي تعمير و اصلاح مشاهده خواهد شد. البته بحث و نظر در مورد سامانه ليزر جديد به ذكر مزيت‌ها و نتايج مثبت بالقوه‌اش در بهره‌وري و رانندگي كارآمدتر ختم نمي‌شود و به اعتقاد كارشناسان انتقاداتي به اين ليزر خودرويي وارد است كه بحث و تأمل بيشتري را مي‌طلبد.

به عنوان نمونه اين سامانه ليزري بر حسب پتانسيل توليد از فناوري‌هاي فعلي مربوط به دهانه جرقه پيچيده‌تر است. به بيان ديگر در حالي كه پتانسيل توليد محصولي به لحاظ فني و مهندسي از كلاس تعريف شده پايه‌اي پيروي مي‌كند كه اصطلاحا كف توليد گفته مي‌شود، جزيي از فرآيند توليد دچار جهش شده و كلاس فني بالاتري پيدا مي‌كند كه باعث ناهمگوني فرآيند توليد و مشكلات بعدي مي‌شود. در مورد سامانه ليزري نيز رسيدگي و كمال اين فناوري در كف توليد بزرگ‌ترين عيب آن شمرده مي‌شود، اما مساله‌اي است كه مي‌توان به سهولت رفع و رجوع شود.

مترجم: مهريار ميرنيا

منبع: Discovery

+ نوشته شده توسط ادمین در شنبه چهاردهم خرداد 1390 و ساعت 14:27 |
رودخانه‌هاي جهان ازجمله قطعات سازنده پازل طبيعت به شمار مي‌آيند كه در دهه‌هاي اخير و بخصوص در 2 دهه گذشته بشدت در معرض خطرات ناشي از گرمايش جهاني زمين و تغيير و تحولات ساختاري در آب و هواي سياره مادر قرار گرفته‌اند. تغييراتي كه در رودخانه‌هاي بزرگ جهان ديده مي‌شوند به مثابه زنگ خطري جدي هستند كه اعلام مي‌كنند چه بلايي بر سر زمين مي‌آيد.

رودخانه مي‌سي‌سي‌پي در آمريكا به عنوان يكي از بزرگ‌ترين و طولاني‌ترين رودخانه‌هاي جهان شناخته مي‌شود. هر زمان كه اين رودخانه طغيان كرده، موجي از نگراني محققاني را كه در زمينه علوم محيط زيست كار مي‌كنند فرا گرفته است. در خلال طغيان‌هاي گاه و بيگاه اين رودخانه آسيب جدي به مناطق مسكوني حاشيه آن وارد شده است. البته اين تنها بخشي از مشكلات است. طغيان هر رودخانه‌اي و بخصوص رودخانه مي‌سي‌سي‌پي برابر است با فرسايش سريع‌تر خاك و زماني كه خاك فرسوده مي‌شود عملا كشاورزي در اين مناطق امكانپذير نخواهد شد، اما چه بايد كرد؟ آيا مي‌توان به طراحي دوباره مسير حركتي رودخانه‌ها به عنوان يك راه‌حل جدي نگاه كرد؟

چنين گزينه‌‌اي براي بسياري از رودخانه‌هاي جهان ازجمله مي‌سي‌سي‌پي، به عنوان يك راه‌حل جدي مطرح شده است. از چندين دهه پيش و همزمان با افزايش طغيان‌هاي گاه و بيگاه اين رودخانه كه لطمات جدي اقتصادي نيز به همراه داشته است، محققان و مهندسان بر آن شده‌‌اند تا در قالب يك پروژه بزرگ فني و مهندسي مسير حركتي اين رودخانه را با تغييرات جزئي همراه كنند.

اين پروژه يكي از مصاديق بارز استفاده از فناوري‌ها و امكانات نوين فني و مهندسي براي كاستن از تبعات منفي و سنگين فرآيند گرمايش زمين است. تحقيقاتي كه دانشمندان در سال‌هاي اخير انجام داده‌اند، نشان مي‌دهد طغيان رودخانه‌هاي سراسر زمين يكي از نشانه‌هاي بارز به‌هم‌خوردن تعادل پايدار در طبيعت است. ايجاد تغييراتي در شكل و شمايل مي‌سي‌سي‌پي مي‌تواند الگوي مناسبي براي ساير كشورهاي جهان باشد، كشورهايي كه در آنها رودخانه‌هايي بزرگ و مستعد طغيان جريان دارند. البته در اين فرآيند بايد نگاهي كاملا مهندسي و فني داشت و تمامي جوانب را نيز در نظر گرفت تا آسيب جدي به محيط‌ زيست وارد نشود چرا كه در غير اين صورت بشر باز هم به عنوان آسيب‌رسان اصلي به محيط زيست معرفي خواهد شد.

مترجم: سعيد حسيني

پيتر آدوس، مقاله‌نويس نشريه New scientist

+ نوشته شده توسط ادمین در شنبه چهاردهم خرداد 1390 و ساعت 14:25 |
براي اين كه بتوانيم تاثير پديده‌هاي مختلف نظير وقوع زمين‌لرزه را مورد بررسي قرار دهيم بايد بتوانيم درباره آن پديده اطلاعاتي را به صورت كمي بيان كنيم. بزرگي زمين‌لرزه، طول مدت زمان وقوع آن و همچنين مكان وقوع زلزله از جمله پارامترهايي هستند كه با استفاده از ابزارهاي علمي يا بر اساس معيارهاي مقايسه‌اي قابل اندازه‌گيري و محاسبه هستند.

اما شدت يك زلزله از جمله پارامترهايي است كه بر اساس تاثيرپذيري دست‌سازهاي انسان از وقوع زمين‌لرزه محاسبه مي‌شود. شدت زلزله در مكان‌هاي مختلف متفاوت است و به همين علت شدت زمين‌لرزه در هر مكان براساس آثار قابل مشاهده ناشي از وقوع زمين‌لرزه تخمين زده مي‌شود و دقت در تعيين شدت زمين‌لرزه‌ها به دقت فرد مشاهده‌كننده بستگي دارد. معمولا از مقياس‌هاي مختلفي براي تعيين شدت زمين‌لرزه استفاده مي‌شود. براي هركدام از اين مقياس‌ها جدولي تهيه شده است كه براساس اطلاعات اين جداول، ميزان آسيب ناشي از زلزله بر سازه‌هاي مختلف تعيين خواهد شد.

اما براي اندازه‌گيري زمين‌لرزه و به دست آوردن معياري براي مقايسه و سنجش زمين‌لرزه‌ها از بزرگي زلزله استفاده مي‌شود. اگرچه براي محاسبه بزرگي زلزله نيز از مقياس‌هاي مختلفي استفاده مي‌شود، اما نخستين مقياسي كه براي محاسبه بزرگي زلزله از آن استفاده شد، مقياس ريشتر است كه در سال 1935 توسط چارلز ريشتر معرفي شد. به‌‌رغم اين كه شدت زلزله در مكان‌هاي مختلف متفاوت است، هر زمين‌‌لرزه فقط يك بزرگي دارد كه حتي با فاصله از محل وقوع زلزله همچنان ثابت است و تغيير نخواهد كرد. از آنجا كه بزرگي زلزله تنها براساس ميزان انرژي آزادشده در نتيجه وقوع زلزله محاسبه مي‌شود، نمي‌تواند معيار مناسبي براي سنجش ميزان خرابي زلزله باشد.
به همين علت ميزان خرابي ناشي از وقوع دو زلزله با بزرگي‌هاي يكسان كه در اعماق مختلفي رخ داده‌اند، يكسان نخواهد بود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

در فاصله زماني بين سال‌هاي 1883 تا 1902، جوزف مركالي از دانشمندان ايتاليايي كه در زمينه وقوع پديده‌هايي نظير زلزله و آتشفشان تحقيق مي كرد و مقياسي را براي اندازه‌گيري شدت زلزله معرفي كرده بود، از اين مقياس براي مقايسه پيامدهاي ناشي از وقوع زمين‌لرزه در مناطق و كشور‌هاي مختلف استفاده مي‌كرد. اين مقياس ابتدا تنها شامل 10 سطح بود كه در سال‌هاي بعد به 12 سطح افزايش يافت. امروزه نيز از مقياس مركالي براي مقايسه ميزان خسارت ناشي از وقوع زمين‌لرزه و همچنين پيامدهاي اقتصادي ـ اجتماعي آن استفاده مي‌شود. اما براي محاسبه بزرگي دامنه امواج ثبت شده در دستگاه‌هاي لرزه‌نگار از مقياس ريشتر استفاده مي‌شود. در اين مقياس به ازاي هر واحد افزايش بزرگي زلزله، حركت صفحات زمين ساختي 10 برابر و ميزان انرژي آزاد شده بر اثر وقوع زلزله بيش از 30 برابر افزايش خواهد يافت. از آنجا كه اين مقياس نيروي ناشي از وقوع زلزله را بدون توجه به پيامدهاي آن مورد بررسي قرار مي‌دهد، مي‌تواند معيار مناسبي براي مقايسه زمين‌لرزه‌ها در نقاط مختلف دنيا باشد.

فرانك فراهاني‌جم

منبع: britanica

+ نوشته شده توسط ادمین در شنبه چهاردهم خرداد 1390 و ساعت 14:24 |
از زماني كه نخستين ربات صنعتي قابل برنامه‌ريزي با عنوان يونيمات توسط جورج دوال در سال 1961ساخته و پرداخته شد، دقيقا 50 سال مي‌گذرد. يونيمات به عنوان اولين ربات كارخانه‌اي راهي كارخانجات جنرال‌موتورز شد و با وظيفه جابه‌جايي قطعات در خط مونتاژ نصب و كارش را شروع كرد.

جالب اينجاست كه اين ماشين خودكار و دستاورد ارزشمند در خود ايالات متحده با استقبال و پذيرش گرمي مواجه نشد، ولي توليدكنندگان ژاپني شيفته آن شدند و پس از اخذ جواز طرح، در سال 1968 بازار جهاني ربات‌هاي صنعتي را به تسخير خود در آوردند؛ به اين ترتيب از آن زمان به بعد نام ربات و بويژه ربات‌هاي كارخانه‌اي با نام ژاپن و مهندسان ژاپني عجين شد، اما اكنون و پس از گذشت نيم قرن از آغاز به كار اولين ربات كارگر صنعتي، موضوع ربات‌هاي صنعتي يكبار ديگر و با محصولي مدرن توجه همگان را به خود جلب كرده است؛ چرا كه با تحقق حضور اين ربات جديد و همتايانش در خط مونتاژ و توليد كارخانجات، عصر جديد رباتيك صنعتي آغاز شده است.

فريدا نام ربات انسان‌نمايي است كه گفته مي‌شود براي كارگري در خطوط توليد و مونتاژ كارخانجات ساخته شده و همين اواخر توسط شركت ABB ـ غول برق و اتوماسيون سوئيس ـ در بزرگ‌ترين نمايشگاه صنعتي اروپا ـ هانوفر ـ رونمايي شد. موضوعي كه به هنگام معرفي فريدا بيش از همه جلب توجه كرد، توصيفي بود كه آن را به عنوان نماينده‌اي از نسل فردا جلوه داد: «فريدا تصوري كلي از آينده ربات‌هاي كارخانه‌اي را امروز پيشكش مي‌كند.»

فريدا اساسا براي كاربردهاي نصب و مونتاژ طراحي‌شده و قادر است بازوهاي شبه انساني‌اش را براي به دست گرفتن و انجام عمليات دستي ماهرانه روي اجزاي الكترونيكي و ديگر قطعات كوچك به كار بگيرد. اين ماشين را مي‌توان رباتي مفهومي دانست كه شركت سازنده‌اش، براي خودنمايي و جلوه دادن بينش خود براي نوع جديدي از ربات صنعتي ارائه كرده است؛ البته ادعاي معرفي گونه مدرني از ربات‌هاي صنعتي موضوعي نيست كه فريدا را براي اثباتش به زحمت بيندازد و با مقايسه موجوديت ربات‌هاي صنعتي فعلي مي‌توان وي را از همين حالا و بدون رقابت برنده برتر ميدان دانست. ربات‌هاي صنعتي متداول امروز براي يكپارچه شدن با فرآيندهاي توليد فعلي بزرگ، گران و دشوار هستند. اين‌گونه ربات‌ها براي برنامه‌نويسي مجدد و تغيير برنامه به هنگامي كه تغيير توليد لازم مي‌شود، نيز گزينه سخت و دشواري هستند و نمي‌توانند به شكل ايمن و بي‌خطري كار تقسيم و مشاركت فضاهاي كاري را با كارگران انساني عملي كنند. اين وضعيت منع ورود به صنعت باعث شده است تا شركت‌هاي كوچك و متوسط «بي‌ربات» باقي بمانند. اين در حالي است كه ما در دوره‌اي به سر مي‌بريم كه ربات‌ها بيشتر از هر زمان ديگري مي‌توانند بهره‌وري را ارتقا ببخشند و كمبودهاي نيروي كار را چاره سازي و اصلاح كنند.

در اين ميان و با توجه به وضعيت دشوار و كند كار با ربات‌هاي صنعتي مرسوم، اخبار مربوط به ربات‌هاي صنعتي مدرن و چشم‌اندازي كه ترسيم مي‌كنند، مي‌تواند براي كارخانجات بزرگ و حتي بخش‌هاي محروم از ربات صنعت دلگرم‌كننده باشد. شركت سازنده فريدا با محصول خود آخرين عضو حاضر در ميان چند شركتي است كه ساخت نسل جديدي از ربات‌هاي صنعتي را پيش گرفته‌اند؛ ربات‌هايي كه سبك‌تر، ايمن‌تر، با قدرت خريد بهتر، آرايش پذيري و گسترش آسان‌تر و بالاخره پيكربندي و تنظيمات مجدد ساده‌تر هستند و به روايتي آن را عصر رباتيك صنعتي 2 خطاب مي‌كنند.

فريدا (FRIDA) كه مخفف عبارت «ربات مستعد براي مونتاژ صنعتي دوگانه» و معرف آن تلقي مي‌شود، ربات شبه انساني سبك وزن و جمع و جوري است كه يك فرد مي‌تواند با استفاده از دستگيره بالاي بدنش آن را حمل كند. موتورهاي فريدا از قدرت محركه محدودي برخوردارند و لايه‌هاي بالشتكي نرمي بدنش را مي‌پوشانند تا ضريب بي‌خطر بيشتري پيدا كند. اين ربات از دستان 7 محوري برخوردار است و هر دست داراي يك چنگك يا قلاب فرمان‌يار براي به دست گرفتن قطعات كوچك است. داخل نيم‌تنه بالايي آن يك سامانه كنترل مبتني بر دستگاه فرمان صنعتي ساخت خود شركت تعبيه شده است. با اين تفاصيل انتظار چه كاركردي از فريدا مي‌رود؟ يك سناريوي مطرح در اين زمينه كه شركت سازنده نيز روياي آن را در سر مي‌پروراند، استفاده از اين ابزار براي ورود اتوماسيون بيشتر و پر شتاب‌تر به خطوط مونتاژ و توليد صنايع الكترونيك است كه غالبا با نيروي انساني كار مي‌كند.

فريدا نام ربات انسان‌نمايي است كه گفته مي‌شود براي كار در خطوط توليد
و مونتاژ كارخانجات طراحي و ساخته شده است

در اين بين، شركت‌هاي ديگري نيز در طلب شناسايي و كشف اين بازار جديد مطرح‌شده براي ربات‌هاي مونتاژگر صنعتي به توليدات مشابهي دست زده‌اند. ربات ژاپني Motoman از كلاس ربات‌هاي دوگانه يا ربات آلماني Workerbot از همين كلاس كه اوايل امسال رونمايي شد، ازجمله ربات‌هاي صنعتي مشابهي محسوب مي‌شوند كه براي كاربردهاي مونتاژ و توليد طراحي شده‌اند، اما هر دو از ربات فريدا بزرگ‌ترند و از همين رو هنگامي كه در مجاورت افراد فعاليت مي‌كنند، لازم است اقدامات احتياطي و ايمني بيشتري همچون حصاركشي يا حسگر حفاظت‌كننده در مورد آنها به كار بسته شود.

البته به رغم همه محسنات عنوان‌شده در مورد ربات فريدا كه سيماي كارگر صنعتي توانا و ماهري از آن به نمايش مي‌گذارد، شركت سازنده آن ـ مثل بسياري ديگر از شركت‌هاي فعال در زمينه دانش رباتيك ـ تاكيد زيادي دارد كه ربات فريدا نه‌تنها براي جايگزيني كارگران انساني طراحي نشده، بلكه بيشتر براي كار كردن در كنار انسان‌ها طراحي شده است. طراحي فريدا به نحوي است كه با فضا و فاصله‌هاي مورد استفاده افراد تناسب دارد و در نتيجه اين هماهنگي و مثلا در مواقعي كه دستور و ترتيب توليد عوض مي‌شود يا آرايش‌بندي جديدي مورد نياز است، مي‌تواند به سهولت با يك كارگر همكار انساني جابه‌جا و مبادله شود.

با اين اوصاف هر چند شركت سازنده چند نمونه اوليه از اين محصول ساخته و از آنها براي كاربردهاي آزمايشي و راهنما استفاده مي‌كند، اما جزئيات بيشتري درباره اين آزمون‌ها ارائه نشده است. شركت با تاكيد بر مفهومي بودن فريدا از دادن هر گونه اطلاعات بيشتري در خصوص ضريب آمادگي عملياتي و قابليت دسترسي يا هزينه و نظير آن خودداري كرده است. برخي كارشناسان مطرح نشدن بحث‌ها و عدم ارائه اطلاعات بيشتر را به معناي وجود دو مجهول عمده درباره اين ربات مي‌دانند؛ نخست بايد معلوم شود ربات فريدا براي شركت‌هايي كه از اين نوع ربات‌ها سود مي‌برند واقعا قابل تهيه و خريداري خواهد بود؟ موضوع ديگري كه بايد مشخص شود اين است كه برنامه‌نويسي اين ربات براي اجراي وظايف مونتاژ و توليد، كار آساني خواهد بود. بهتر است بدون پيشداوري منتظر اعلام جزئيات بيشتر بمانيم و از خود بپرسيم «آيا اين ربات‌ها آغاز عصر نويني در رباتيك صنعتي است؟»

مترجم: مهريار ميرنيا

منبع: Discovery

+ نوشته شده توسط ادمین در شنبه چهاردهم خرداد 1390 و ساعت 14:24 |
بسياري از مناطق جنگلي زمين در وضعيت نامطلوبي به سر مي‌برند و در اين ميان برزيل، يكي از كشورهايي است كه بيشترين لطمات را از اين فرآيند شوم متحمل شده است.

البته اين ‌كه مناطق جنگلي جهان به تدريج نابود مي‌شوند ناشي از چند فاكتور اساسي است كه آلاينده‌هاي زيست‌محيطي و افزايش سطح آلاينده‌هاي كربني در اتمسفر يكي از مهم‌ترين اين موارد به شمار مي‌آيند. در كنار اين نكته نبايد از اقدامات عمدي كه در راستاي تخريب مستقيم جنگل‌ها نيز صورت مي‌گيرد، غافل شد.

در چند هفته گذشته و در بخشي از مناطق جنگلي برزيل محدوده وسيعي از اراضي جنگلي به اين دليل تخريب شده‌اند كه نبود قوانين محكم و قابل اجرا، دست صاحبان اين نوع مناطق را در تخريب آنها باز گذاشته است. هم‌اكنون در برزيل كه بخش قابل توجهي از جنگل‌هاي جهان در اين كشور واقع شده‌اند، شمار زيادي از افراد زندگي مي‌كنند كه تنها به اين دليل كه صاحب زمين‌هايي هستند كه در آنها انبوه درختان روييده است، به خود اين اجازه را مي‌دهند تا براي اهداف مختلف اقدام به قطع درختان كنند. اين شرايط موجب شده تا برزيل به عنوان يكي از اصلي‌ترين كشورهاي جهان در زمينه تخريب اراضي جنگلي لقب بگيرد.

تازه‌ترين مورد نابودي اراضي جنگلي در برزيل كه گفته مي‌شود وسعتي حدود 480 كيلومترمربع را شامل مي‌شود، تنها در مدت 8 هفته صورت گرفته است. اين سرعت باورنكردني خود نشان از نبود قوانين اجرايي و مستحكم در زمينه مقابله با تخرب اراضي جنگلي در برزيل و كشورهايي از اين دست دارد. از سال 1988 تاكنون بسياري از صاحبان مناطق پوشيده از جنگل در برزيل شروع به تخريب مناطق جنگلي با هدف توسعه ساخت و سازها كرده‌اند.

اين افراد، مسوول يك‌سوم كل تخريب اراضي جنگلي در برزيل به شمار مي‌آيند و حال آن كه اين كشور به عنوان محل قرار گرفتن شش‌هاي زمين يا همان جنگل‌هاي سرسبز و انبوه آمازون لقب گرفته است.

كارشناسان هشدار مي‌دهند، در صورتي كه اين وضعيت به همين منوال ادامه داشته باشد، خيلي زودتر از آن چيزي كه پيش از اين پيش‌بيني شده بود شاهد تخريب اراضي جنگلي سراسر جهان خواهيم بود.

موضوع تملك شخصي اراضي جنگلي در سراسر جهان به يك بحث داغ سياسي و زيست‌محيطي نيز تبديل شده است كه اين خود طرفداران و موافقان خاص خود را دارد، اما در اين ميان يك نكته مشهود است و آن اين كه اراضي جنگلي كه در املاك و زمين‌هاي شخصي واقع شده‌اند به تدريج نابود مي‌شوند.

مترجم: مهدي پيرگزي

نويسنده: فرد پيرس

مقاله‌نويس نشريه New Scientist

+ نوشته شده توسط ادمین در شنبه چهاردهم خرداد 1390 و ساعت 14:22 |
سگ‌ها از جمله موجوداتي هستند كه از حس بويايي بسيار قوي برخوردارند و به همين علت در بسياري از كشورها با نيروي پليس همكاري دارند. كشف بمب‌هاي مخفي شده،‌ يكي از كارهايي است كه سگ‌ها در انجام دادن آن از تخصص خوبي برخوردارند.

آنها به ‌آساني و به كمك حس بويايي خود،‌ بمب‌هايي كه در هر مكاني مخفي شده باشند را مي‌يابند؛ اما شايد برايتان جالب باشد بدانيد در دنياي گياهان نيز گياهاني با اين قابليت وجود دارند؛ البته در حقيقت اين گياهان رديابي نمي‌كنند؛ اما محققان موفق شده‌اند به روش مهندسي ژنتيك، گياهاني را توليد كنند كه وقتي وجود هرگونه اثري از ذرات بسيار ريز مواد منفجره را احساس مي‌كنند، تغيير رنگ مي‌دهند و سفيد مي‌شوند.بنابراين به نظر مي‌رسد گياهان نيز مي‌توانند در رديابي خطرات احتمالي در محيط مهارت داشته باشند. از آنجا كه گياهان نمي‌توانند فرار كنند و خود را مخفي سازند، پس از گذشت ميليون‌ها سال از روش‌هاي مختلفي براي كشف خطرات احتمالي در محيط اطرافشان و همچنين محافظت از خود در برابر اين خطرات استفاده مي‌كنند. براي مثال بعضي از گياهان وقتي خود را در معرض خطري از سوي حشره گرسنه‌اي كه به دنبال غذا مي‌گردد، مي‌بينند، بلافاصله موادي سمي ترشح مي‌كنند.محققان در آزمايشاتي كه روي گياه تنباكو انجام داده‌اند، با دستكاري DNA گياه به روش مهندسي ژنتيك در فرآيند علامت‌دهي از طريق پروتئين‌هاي گياهي، تغييراتي را در اين گياهان ايجاد كرده‌اند. به اين ترتيب گياهان در شرايطي كه هرگونه علائمي از وجود مواد منفجره را احساس كنند، زنجيره‌اي از گروه‌هاي كربوكسيل در برگ‌ها تشكيل مي‌دهند كه موجب تغيير رنگ برگ‌ها به رنگ سفيد مي‌شود. از آنجا كه فرآيند تغيير رنگ برگ‌ها در معرض مواد منفجره مدت زمان زيادي به طول خواهد انجاميد، در حال حاضر امكان استفاده از اين گياهان در حوزه امنيتي فرودگاه‌ها وجود ندارد؛ اما محققان اميدوارند بتوانند به روش مهندسي ژنتيك گياهاني توليد كنند كه تغيير رنگ‌ آنها تنها چند دقيقه به طول خواهد انجاميد. آنها بر اين باورند كه با استفاده از اين روش مي‌توان اين ويژگي را در همه گياهان ايجاد كرد و اين در حالي است كه اين گياهان نه‌تنها مواد منفجره بلكه هرگونه گاز سمي و خطرناك ديگري كه در محيط وجود داشته باشد را مي‌توانند شناسايي كنند. اين گيرنده‌ها كه مواد منفجره يا گازهاي آلوده را شناسايي مي‌كنند، در ديواره سلولي گياه مستقر هستند؛ اما از آنجا كه واكنش اين گيرنده‌ها نسبت به اين مواد به كندي صورت مي‌گيرد، لازم است تحقيقات بيشتري در اين زمينه انجام شود.اين گروه از محققان اميدوارند در مدت زمان 3 تا 4 سال آينده بتوانند از اين گياهان در حوزه امنيتي فرودگاه‌ها و بسياري از مكان‌هاي تجمع عمومي نظير استاديوم‌هاي ورزشي استفاده كنند و به كمك آنها هرگونه خطرات احتمالي موجود در محيط را در كوتاه‌ترين زمان ممكن شناسايي كنند.

مريم وكيلي

منبع: msnbc

+ نوشته شده توسط ادمین در شنبه چهاردهم خرداد 1390 و ساعت 14:21 |
امروزه با پيشرفت دانش و دستيابي روزافزون محققان به فناوري‌هاي نوين، شاهد معرفي انواع و اقسام ابداعات فناورانه هستيم كه وقتي با پيشوند هوشمند همراه مي‌شوند، توجه بيشتري را به خود جلب مي‌كنند. البته آنچه ارائه اين قبيل سامانه‌هاي هوشمند را هر روز جالب‌تر از پيش مي‌سازد، حضور آنها بر موج بلند و پرسرعت پيشرفت‌هاي لازم براي توسعه نيازمندي‌هاي كنوني ما و بالاخص مرزهاي كشف نشده اين فناوري پرقابليت در مقام پيش نيازي براي پاسخگويي نيازهاي فرداي بشر است. در اين ميان دانش مواد و حوزه پليمرها به عنوان ركن اصلي شكل‌گيري مواد تركيبي و مصنوعات نيز از ورود فناوري‌هاي هوشمند به عرصه خود بي نصيب نمانده و بويژه شاهد تحولاتي در حوزه هوشمند سازي و خودگرداني مواد پليمري براي دست يافتن به خواص و كاركردهاي متفاوت هستيم.

از رهگذر همين تلاش‌ها، دانشمندان از نوع جديدي پلاستيك پرده‌برداري كرده‌اند كه با ساير انواع ديگر آن تفاوتي اساسي دارد و مي‌تواند هنگام قرار گرفتن در معرض نور معمولي به ترميم و بهبود خودش بپردازد. صحبت از دانش مواد و بويژه شاخه پليمرهاست كه از اين پس و با ابداع فناوري پليمرهاي هوشمند به صحنه مهمي براي نمايش دستاوردهاي آينده فناوري‌هاي ساخت و تركيب مواد تبديل خواهد شد و بي‌شك با ورود مواد هوشمند و برخوردار از قابليت‌هاي دلخواه به ساختار مواد تركيبي همچون پلاستيك‌ها مي‌توان چشم انتظار بروز تحولات چشمگيري در تهيه، توليد و بازيافت كالاهاي پلاستيكي بود.

البته مروري بر پليمرها و دنياي پليمري مي‌تواند آمادگي مناسبي براي پرداختن به ماجراي پليمرهاي هوشمند و ساز و كار آن فراهم كند. يك پليمر(بسپار) در واقع يك مولكول بزرگ يا ماكرومولكول است كه از تركيب و تكرار واحدهاي ساختماني مشابه به هم ايجاد مي‌شود و اين اجزاي متشابه‌التركيب از طريق جوش خوردن پيوندهاي شيميايي در زماني كه اتم‌ها الكترون‌ها را به شراكت مي‌گذارند به هم متصل مي‌شوند. بسياري از پليمرها جزو پلاستيك‌ها هستند، اما ساير مواد طبيعي و مصنوعي نيز در همين رده‌بندي جاي مي‌گيرند. شناخته‌شده‌ترين پليمرهاي مصنوعي شامل لاستيك مصنوعي، نئوپرن، نايلون، پي.وي.سي، پلي‌استيرن، پلي‌اتيلن و سيليكون مي‌شوند. نگاهي به اين نام‌هاي آشنا (كه دنياي مواد تركيبي و مصنوعي پيرامون ما را تشكيل مي‌دهند و تامين نيازهاي زندگي بدون آنها كمتر امكان‌پذير نشان مي‌دهد)‌ ما را بيش از پيش با واقعيت قلمرو مواد تركيبي و تحولات آن نزديك مي‌سازد. اين ماده جادويي مي‌تواند كاري كند كه بسياري از محصولات پليمر بنيان دنياي اطراف ما هم طول عمرشان به درازا بكشد و هم ديرپايي و دوامشان بهبود و افزايش پيدا كند. محصولات پليمري فراوان و متنوعي از اقلام معمول خانگي نظير كيسه‌ها و ظروف نگهداري مواد غذايي گرفته تا تويي لاستيك‌ها و تجهيزات پزشكي گران‌قيمت و حتي بيشتر اسباب بازي‌هاي كودكان، تنها نمونه‌اي از كالاهاي پلاستيكي شكل‌گرفته با اين پليمرهاي هوشمند مي‌توانند باشند. امروزه پلاستيك‌هاي لاستيك مانند سفت و بادوام در ميان هزاران قلم كالاهاي مصرفي پيدا مي‌شوند، اما حتي اين پلاستيك‌هاي قرص و محكم هم نقاط ضعفي دارند، چراكه وقتي اين مواد استفاده مي‌شوند نسبت به صدمات و آسيب‌ديدگي ناشي از خراشيدگي‌ها، برش‌ها و سوراخ‌ها بسيار آسيب‌پذير نشان مي‌دهند. با نيم‌نگاهي به پيرامون خود و محيط زيست مي‌بينيم كه در خانه، اداره، فروشگاه، صنايع و كارخانجات همه ما به نحوي از يك چرخه «آسيب و دورريز» مطابق سليقه و نگرش و فرهنگ خودمان درخصوص كالاهاي مصرفي پلاستيكي پيروي مي‌كنيم. مكان‌هاي دفن زباله و پسماندهاي شهري، انباشته از اشياي پلاستيكي دورانداخته شده‌اي هستند كه علت رها شدن شان شكستن، بريدگي، ترك خوردن يا سوراخ شدن است و در مواقعي سبب بروز مخاطرات ايمني مي‌شوند. در اين ميان و با توجه به حجم انبوه و روزافزون اشيا و كالاهاي پلاستيكي كه به علت فرسودگي و آسيب از رده خارج مي‌شوند، نياز به ارائه موادي با قابليت ترميم و اصلاح خود به خودي بيش از هر گزينه ديگري به كانون توجه و تلاش‌هاي محققان براي ساخت مواد هوشمند و خودفرمان بدل شده است. پيرو همين تلاش‌ها ديده مي‌شود كه اكثر رويكردهاي اتخاذ شده از سوي دانشمندان براي مواد پليمر بنيان قابل علاج و بهبودپذير، نيازمند گرمايش نواحي آسيب‌ديده و به كار بردن وصله است. البته بايد اعتراف كرد كه مهم‌ترين و چالش‌برانگيز‌ترين بخش ماجرا همين قضيه گرمايش و نحوه دريافت و اعمال آن از سوي پليمرهاست. نكته جالبي كه در مورد رويكرد تازه دانشمندان براي ابداع پليمرهاي هوشمند درمان‌پذير وجود دارد، تدبير متفاوتي است كه براي بخش گرمايش پليمرهاي هوشمند به كار بسته‌اند. دانشمندان دانشگاه كيس وسترن كليولند خط مشي ديگري را در دستور كار خود قرار مي‌دهد و آن ارائه يك ماده لاستيك مانند خود درمانگر حاوي فلز است كه قادر به جذب نور ماوراي بنفش و تبديل آن به حرارت متمركز و موضعي است.

دانشمندان از نوع جديدي پلاستيك پرده‌برداري كرده‌اند كه مي‌تواند هنگام قرار گرفتن در معرض نور معمولي به ترميم و بهبود خودش بپردازد

دانشمندان آنچه توسعه داده‌اند را يك ماده پلاستيكي جديد متشكل از زنجيره‌هاي بسيار كوچك معرفي مي‌كنند كه اين زنجيره‌ها به هم مي‌چسبند و با همگذاري و جفت شدن، زنجيره‌هاي بسيار بزرگ‌تري را تشكيل مي‌دهند. ولي آنچه مخصوص اين مولكول طراحي و در نظر گرفته شده است، قابليت سوا شدن و به هم ريختن هنگام قرارگرفتن در معرض نور است. براساس همين توانايي زماني كه مولكول اقدام به جداسازي و اوراق كردن زنجيره‌ها مي‌كند، مواد جدا شده به سوي پرتگاه يا شكاف جريان مي‌يابد و به اين ترتيب سامانه بهبود مي‌پذيرد. گزارش اين پژوهش كه در نشريه Nature منتشر شده به نكات جالب توجهي اشاره دارد كه كار دانشمندان و رويكرد انتخابي‌شان براي منبع گرمايش و قابليت خودترميمي مولكولي را شاخص مي‌سازد. به عنوان نمونه استفاده از نور به اين شيوه از مزيت‌هايي افزون بر گرمايش مستقيم برخوردار است و مي‌تواند براي هدف‌گيري نقطه‌اي يا تعيين دقيق هدف در ناحيه صدمه ديده و همچنين براي ترميم و اصلاح اشيا و اهدافي كه هنوز زير بار تنش و كششي هستند به كار آيد.

موضوع جالبي كه دانشمندان در مورد اين دسته از مواد هوشمند خاطرنشان مي‌كنند، بهره‌گيري از پتانسيل بالقوه خود درماني و بهبودپذيري آنها براي گسترش كاربردهاي بيشتر آن است. درواقع مواد هوشمندي با قابليت ترميم و بهبود صدمات ناشي از فرآيند طبيعي استهلاك و فرسودگي مي‌توانند سودمندي خود را در حوزه‌هايي همچون حمل و نقل، ساخت و ساز، بسته‌بندي و بسياري كاربردهاي ديگر به اثبات برسانند. در همين رابطه برخي محققان معتقدند پليمرهاي بهبودپذير مي‌تواند به عنوان چاره و راه‌حلي براي چرخه آسيب و دورريز كالاهاي مصرفي مطرح شود كه مردم برخي كشورها با شدت بيشتري با آن مأنوس هستند. ضمن اين كه پليمرهاي بهبودپذير مي‌تواند به منزله گام اوليه‌اي در روند توسعه كلاسي از مواد پليمري مطرح شود كه در مقايسه با مواد پليمري قابل دسترس فعلي از طول عمر بسيار بالايي برخوردارند. در اين بين اما موانعي نيز وجود دارند كه بايد پشت سر گذاشته شوند تا اين تحقيق مفهومي بتواند به مرحله توليد در مقياس صنعتي خودش ترجمه شود.

مترجم: مهريار ميرنيا

منابع: Discovery / Nature

+ نوشته شده توسط ادمین در شنبه چهاردهم خرداد 1390 و ساعت 14:20 |

آرزوي پرواز از گذشته‌هاي دور ذهن آدمي را به خود مشغول كرده است تا جايي كه انسان‌ها بالاخره توانستند پس از كوشش‌ها و تلاش‌هاي بسيار با ساخت هواپيما بر فراز ابرها پرواز كرده و به اين آرزوي ديرينه خود جامه عمل بپوشانند. اما اين رويا هنوز هم به شكل‌هاي ديگر ذهن انسان را مشغول كرده و امروز آرزوي ديگر انسان ساخت ماشين پرنده است، ماشيني كه بتوان با آن به جاي حركت روي زمين، در آسمان‌ها اوج گرفت و پرواز كرد.

در حال حاضر برخي از نمونه‌هاي خودرو كه توسط شركت‌هاي خودروسازي ساخته شده است مانند خودروي LABICH كه به خودروي ورزشي پرنده معروف است و نام ديگر آن FSC-1 است توانسته انسان را به روياي خود نزديك‌تر كند. البته اين خودرو، يك خودروي پرنده نيست كه پرواز كند، بلكه علت نامگذاري اين خودرو به دليل سرعت بالاي آن (سرعتي معادل 280 كيلومتر بر ساعت)‌ است. اما در قسمت عقب اين خودرو بال‌ها يا صفحاتي قرار داده شده است كه از محفظه‌هايي خاص در عقب خودرو بيرون مي‌آيند و زماني كه باز مي‌شوند V شكل و شبيه به بال هواپيماست. با باز شدن اين صفحات سرعت اين خودرو معادل 450 كيلومتر بر ساعت خواهد شد كه اين سرعت سرسام‌آور كمتر از پرواز هم نيست. مدل‌هاي ديگر ماشين‌هاي پرنده نيز در حال شكل‌گيري و ساخته شدن هستند. شايد بزودي اين صفحات پيشرفت كرده و قادر شوند خودرو را از زمين بلند كنند و پرواز دهند و به اين ترتيب روياي آدمي نيز به حقيقت بپيوندد. با ادامه اين روند سازندگان چنين خودروهايي شايد بزودي به تخصص و دانش خلبانان براي دريافت مجوز توليد خودروهايشان نياز داشته باشند. ماشين‌هاي پرنده مي‌توانند حتي بر روي آب نيز اسكي و حركت كنند. بنابراين به نظر مي‌رسد احتمالا بزودي شاهد خودروهايي خواهيم بود كه از بالاي سرمان عبور خواهند كرد و پس از آن كم‌كم بايد فكري هم به حال ترافيك‌هاي هوايي بكنيم.

مترجم: آزاده سيدميرزايي

منبع: Focus

+ نوشته شده توسط ادمین در شنبه چهاردهم خرداد 1390 و ساعت 14:20 |
همه ما مي‌دانيم خورشيد ستاره بزرگ و پرنور منظومه شمسي است كه جهان تاريك ما را نور و روشنايي مي‌بخشد و زندگي همه موجودات كره زمين به آن وابسته است، اما نور اين ستاره آنقدر زياد است كه نمي‌توان به آن خيره نگاه كرد.

حتي اگر بتوانيد تنها براي چند ثانيه به آن نگاه كنيد، پس از آن براي چند لحظه نمي‌توانيد جايي را ببينيد. فكر مي‌كنيد علت چيست؟ و چرا نمي‌توان به خورشيد به صورت مستقيم نگاه كرد؟ يك چشم معمولي و سالم در وسط روز تنها قادر است مقدار حرارت 4 درجه سيلسيوس را در خود بپذيرد. يعني شبكيه چشم تنها قادر است تا 4 درجه حرارت را تحمل كند و آسيب نبيند، اما اگر دمايي كه وارد چشم مي‌شود به 10 درجه سيلسيوس برسد، مي‌تواند به سلول‌هاي شبكيه چشم آسيب برساند. لذا شما هرگز نمي‌توانيد براي مدت زيادي حتي يك دقيقه به خورشيد در وسط آسمان چشم بدوزيد. بنابراين شايد تصور كنيد اگر خورشيد در پس حجاب قرار گيرد شايد بتوان به صورت غيرمستقيم به آن خيره شد و دچار اشكال هم نشد، اما نكته جالب اين است كه گاهي نگاه كردن غيرمستقيم به خورشيد مثلا هنگام كسوف يا خورشيد گرفتگي كه خورشيد ناپيداست، بيشتر به چشم آسيب مي‌رساند و علت اين امر آن است كه هنگام خورشيد گرفتگي هوا تاريك‌تر است و مردمك چشم‌ها گشادتر مي‌شود، لذا نوري كه در اين زمان وارد چشم مي‌شود و به شبكيه مي‌رسد، بسيار بيشتر و شديدتر است و آسيب بسيار جدي‌تري به چشم مي‌رساند و گاهي سبب نابينايي نيز مي‌شود، اما اين نابينايي قطعي يا كلي نيست در واقع با يك دقيقه خيره شدن به خورشيد در هنگام كسوف، چشم‌ها به طور موقت دچار نابينايي مي‌شود كه با گذر زمان كم‌كم به حالت عادي برمي‌گردد و به همين دليل توصيه مي‌شود هنگام خورشيد گرفتگي حتما از عينك‌هاي مخصوص استفاده كنيد، اما زياد نااميد نشويد. شما مي‌توانيد هنگام غروب كه خورشيد در افق (در موقعيت 10 دقيقه) قرار مي‌گيرد، هر چقدر كه مي‌خواهيد به خورشيد نگاه كنيد بدون آن كه آسيبي به چشم‌هاي شما برسد و علت آن است كه دراين زمان بيشتر طول موج‌هاي كوتاه و خطرناك خورشيد توسط اتمسفر جذب مي‌شود و نمي‌تواند به چشم‌هاي شما آسيب بزند. پس شما مي‌توانيد به منظره زيباي غروب هر قدر كه مي‌خواهيد چشم بدوزيد و از آن بدون نگراني لذت ببريد.

ام‌البنين خان‌وردي

منبع: focus

+ نوشته شده توسط ادمین در شنبه چهاردهم خرداد 1390 و ساعت 14:19 |
فكر مي‌كنيد زندگي بشر در سال 2020 چه تفاوت‌هايي با زندگي امروز خواهد داشت؟ اين پرسش از آن جهت هيجان‌انگيز است كه از يك سو تنها 9 سال تا آن مقطع زماني فاصله داريم و از سوي ديگر دامنه گسترده فناوري‌هاي نوين نه‌تنها روز به روز بلكه ساعت به ساعت در حال گسترش است. هر روز ايده‌هاي جديدي مطرح مي‌شود و در كنار آنها، ايده‌هايي كه از قبل ارائه شده بودند رنگ واقعيت به خود مي‌گيرند و به اين ترتيب اين تحولات، گستره عظيمي از زندگي بشر را دستخوش تغيير قرار مي‌دهند.

پايگاه‌هاي رباتيكي در ماه، كاشت ريزتراشه‌ها در مغز، خودروهايي كه به طور خودكار و بدون نياز به حضور انسان به مسير حركتي خود ادامه مي‌دهند و در نهايت سيستم حمل و نقل ريلي سريع كه مسافران با استفاده از آن مي‌توانند تنها در چند ساعت خود را از لندن به پكن برسانند. اينها همگي مثال‌هاي بارزي از تحولاتي هستند كه احتمالا شاهد بروز آنها در سال 2020 خواهيم بود. پيش‌بيني‌هاي زيادي در اين خصوص صورت گرفته است با اين حال اكثر آنها در اين‌كه تا يك دهه آينده شمار قابل توجهي از فناوري‌هاي نوين زندگي بشر را متحول خواهد كرد، وجه مشترك دارند. از ديد بسياري از كارشناسان سال 2020 يا 2019 يا 2021 تنها يك سري مقاطع زماني هستند كه بشر با استفاده از آنها مي‌تواند برنامه‌ريزي طولاني‌مدتي براي آينده و توسعه فناوري‌هاي نوين داشته باشد.

ژاپن در ماه پايگاه رباتيكي مي‌سازد

فضا از مهم‌ترين عرصه‌هايي خواهد بود كه سال 2020 خبرهاي زيادي درخصوص آن به گوش خواهد رسيد. پيش‌بيني كارشناسان بر اين است كه در اين سال ژاپن به عنوان يكي از غول‌هاي حال ظهور در عرصه علوم فضايي، پايگاه رباتيكي در ماه خواهد ساخت. آژانس فضايي ژاپن كه از آن به JAXA ياد مي‌شود، سال‌هاست بر روي اين ايده كار مي‌كند. وقوع زمين‌لرزه شديد ماه مارس و به دنبال آن سونامي خانمان برانداز در منطقه فوكوشيما كه با نابودي نيروگاه‌هاي توليد برق هسته‌اي اين منطقه همراه بود، كمتر كسي فكر مي‌كرد كه چشم بادامي‌هاي شرق دور همچنان كه بخشي از تمركزشان بر روي ترميم آسيب‌هاي به وجود آمده از زمين لرزه است، نيم‌نگاهي نيز به فضا و ماه و ساخت پايگاه رباتيكي بر روي آن داشته باشند. پايگاهي كه ژاپن در نظر دارد بر روي ماه بنا كند با استفاده از ربات‌ها ساخته مي‌شود و جالب اين‌كه براي استفاده از ربات‌ها نيز خواهد بود. اكثر كارشناسان دانش رباتيك به اين نكته اعتراف مي‌كنند كه ژاپن از جمله قدرت‌هاي فني جهان در عرصه علم رباتيك به شمار مي‌آيد كه تقريبا هيچ مانعي بر سر دانشمندان اين كشور براي طراحي و ساخت چنين پايگاهي در ماه وجود نخواهد داشت.

پكن تا لندن با يك قطار

اتصال ريلي پكن در آسيا و لندن در قلب اروپا رؤيايي است كه سال‌هاست ذهن بسياي از محققان را به خود معطوف كرده است. يكي از جالب توجه‌ترين پيش‌بيني‌هايي كه براي سال 2020 يا حداقل براي دهه سوم قرن حاضر مي‌شود اتصال ريلي لندن و پكن آن هم با استفاده از قطارهاي پرسرعت است. چين از جمله كشورهاي پيشرو جهان در زمينه خطوط ريلي پرسرعت است و اكنون گفته مي‌شود يكي از جاه‌طلبانه‌ترين پروژه‌هاي فني ـ مهندسي اين كشور در قالب سيستم ريلي لندن ـ پكن به نمايش گذاشته مي‌شود. در حال حاضر نمي‌توان متصور شد كه غرب و شرق زمين با استفاده از يك سيستم پيشرفته ريلي به يكديگر متصل شوند اما اگر اين روندي كه درخصوص توسعه فناوري‌هاي نوين در سراسر جهان ديده مي‌شود، همچنان ادامه داشته باشد عملي‌شدن اين ايده در سال 2020 چندان دور از ذهن نخواهد بود. البته نگراني‌هاي زيادي در اين خصوص مطرح مي‌شود. خوشبختانه از بعد فني به نظر نمي‌رسد مشكل چندان قابل توجهي بر سر راه تحقق اين پروژه وجود داشته باشد اما چالش‌هاي اقتصادي و سياسي مي‌تواند موانع جدي بر سر راه آن به شمار آيند. بر اساس محاسباتي كه صورت گرفته است اين سيستم ريلي از 17 كشور جهان عبور خواهد كرد. با توجه به شمار بالاي اين كشورها تأمين امنيت چنين سيستم ريلي و همچنين حفظ سلامت مسافران كه معمولا از كشورهاي مختلف جهان خواهند بود به مسأله جدي تبديل خواهند شد. در اين ميان، چين پيشنهاد جالب توجهي را مطرح كرده است. براساس اين پيشنهاد، چين تمامي هزينه‌هاي مربوط به زيرساختارها و نهايي‌شدن پروژه را پرداخت مي‌كند و در عوض براي مدت مشخصي امكان بهره‌برداري از منابع معدني و نفتي كشورهايي كه از اين پروژه منتفع مي‌شوند را نيز خواهد داشت. نگاهي به آينده و جديت چيني‌ها براي محقق‌كردن اين پروژه نشان از آن دارد كه در 9 سال آينده مجموعه‌اي از اتفاقات و تحولات هيجان‌انگيز در آسيا و اروپا روي خواهد داد.

خودروهايي كه با هم صحبت مي‌كنند

تحول در صنعت خودروسازي و تنوع خودروهايي كه در سال 2020 شاهد حركت آنها در خيابان‌ها خواهيم بود از مباحثي است كه درخصوص تحولات تكنولوژيكي سال 2020 مطرح مي‌شود.

خودروهايي كه به طور خودكار و بدون نياز به كنترل انسان به مسير حركتي خود ادامه مي‌دهند مثال بارزي از اين تحول محسوب مي‌شوند. اين خودروها در حالي به حركت مطمئن خود ادامه مي‌دهند كه سرنشينان و مسافران آنها با خيالي آسوده بر روي صندلي‌هاي نرم و فوق مدرن نشسته و منتظر رسيدن به مقصد نهايي هستند. البته تا همين چند سال پيش اين چشم‌انداز تنها در حد يك رويا بود اما در چند سال گذشته تلاش‌هاي جدي براي تبديل‌شدن آن به واقعيت انجام شده است. تلاش‌هايي كه از سوي محققان DARPA صورت گرفته است ازجمله اين موارد به شمار مي‌آيد. گذشته از آن برگزاري رالي خودروهايي كه سيستم كنترلي آنها به صورت رباتيكي است، دانشمندان را نسبت به آينده اميدوارتر كرده است. براي رسيدن به چنين چشم‌اندازي بايد خودروهايي طراحي كرد كه قابليت برقراري ارتباط با يكديگر را نيز داشته باشند. به بيان ديگر اين خودروها بايد بتوانند با هم صحبت كنند. اين چيزي نيست كه در حال حاضر وجود داشته باشد اما براي سال 2020 چه مي‌توان گفت؟ دكتر ليب هولد از انستيتو فناوري خودروهاي خودكار مي‌گويد: من چندان به آينده خوشبين نيستم. چون ما با طبيعت ماشين‌آلاتي سر و كار داريم كه بايد تغييرات زيادي در آنها انجام دهيم. توسعه شبكه‌هاي ارتباطي كليد موفقيت چنين پروژه‌اي است. خودروهايي كه در چنين شبكه‌اي حركت مي‌كنند امكان برقراري ارتباط لحظه به لحظه با يكديگر را خواهند داشت و اين همان چيزي است كه طراحان اين پروژه به دنبال آن هستند. در حال حاضر زيرساختارهاي دنياي بدون سيم چندان كافي و مجهز نيست اما درباره سال 2020 و تحولاتي كه در 9 سال آينده روي مي‌دهد نمي‌توان با چنين قاطعيتي صحبت كرد!

رقابت شانه به شانه سوخت‌ها

از همان زماني كه صحبت از سوخت‌هاي زيستي شد انبوهي از انتقادات نيز درخصوص توليد آنها مطرح شد كه مهم‌ترين آنها مقرون به صرفه نبودن توليد است. سوخت‌هاي زيستي به دليل اين‌كه از طبيعت گرفته شده و عملا آلاينده كربني نيز از خود برجاي نمي‌گذارند همواره مورد نظر دانشمندان بوده‌اند، اما توليد آنها با هزينه‌هاي زيادي همراه است و همين نكته موجب شده تا استفاده از آن در سراسر جهان در سطح بسيار محدودي باقي بماند. آنچه كه براي سال 2020 و حيات اين نوع سوخت‌ها پيش‌بيني مي‌شود تا حد زيادي اميدواركننده است. عقيده بر اين است كه در 9 سال آينده و با تكيه بر فناوري نويني كه به تدريج ظاهر مي‌شوند توليد مقرون به صرفه‌تر اين نوع سوخت‌ها رايج مي‌شود. البته براي اين‌كه توليد اين نوع سوخت‌ها رواج بيشتري پيدا كنند ضروري است تا اقدامات كلي‌تري نيز انجام شود. از آن جمله مي‌توان به تصميماتي اشاره كرد كه از سوي ارتش آمريكا اعلام شده است. براساس اين تصميمات تا سال 2020 نيروي دريايي اين كشور حداقل نيمي از انرژي مورد نياز خود را از سوخت‌هاي زيستي تأمين خواهد كرد و بتدريج استفاده از سوخت‌هاي فسيلي را كنار خواهد گذاشت. كارشناسان، تحقق چنين چشم‌اندازهايي را منطقي مي‌دانند. از يك‌سو با توجه به گرمايش فراگير زمين و خطرات گسترده‌اي كه تقريبا همگان از آن آگاه شده‌اند و از سوي ديگر پيشرفت‌هايي كه در علوم مرتبط با توليد مقرون به صرفه‌تر اين نوع سوخت‌ها حاصل شده است، مي‌توان متصور شد كه در سال 2020 سوخت‌هاي زيستي در رقابت با سوخت‌هاي فسيلي چيزي كمتر از آنها نخواهند داشت. البته تحقق چنين چشم‌اندازهايي آن هم در چنين سطح كلاني به نگاه دولت‌ها بستگي دارد.

خودروهاي پرنده

حتي از همان زمان كه نخستين خودروها بر روي آسفالت ناهموار حركت مي‌كردند بشر به آينده و زماني فكر مي‌كرد كه همين خودروها روزي در هوا به پرواز درآيند. مقوله خودروهاي هوايي و سيستم‌هاي حركتي كه بتوانند در هوا نيز پرواز قابل اطميناني داشته باشند ذهن بسياري از دانشمندان در گوشه و كنار جهان را به خود مشغول كرده است. با اين حال اين پروژه از آن دسته پروژه‌هاي هزينه‌بري است كه نمي‌توان متصور شد يك شخص يا حتي يك گروه از دانشمندان موفق به ارائه آن شوند. هزينه‌هاي كلاني كه ضروري است براي آن صرف شود بسياري از پروژه‌هاي حتي اميدواركننده (از بعد فني) را نيمه‌كاره مي‌گذارد، اما آژانس تحقيقات پيشرفته دفاعي آمريكا موسوم به DARPA كه به ارتش اين كشور تعلق دارد، هزينه‌هاي كلاني در اين زمينه متقبل شده است و جالب اين‌كه مديران ارشد آن مي‌خواهند تا سال 2015 نخستين خودروي پرنده جهان را داشته باشند. با اين حال، تحقق ايده خودروي پرنده نيز همچون خودروهاي خودكار كه براي حركت و كنترل مسير نيازي به انسان ندارند به تحقق زيرساختارهاي گسترده‌اي نياز دارد كه فعلا خبري از آنها نيست و جالب اين‌كه چشم‌اندازي كه براي تحقق آن ترسيم شده است تنها يك بازه زماني 9 ساله و حتي كمتر دارد. البته در بدبينانه‌ترين پيش‌بيني‌ها مي‌توان گفت تا سال 2020 ارتش آمريكا نمونه پيش‌ساخته اين فناوري را خواهد داشت و پس از آن است كه مي‌توان به توليد انبوه آن و استفاده غيرنظامي در سراسر جهان فكر كرد. تا آن زمان مدت زيادي بايد صبر كرد.

حفاري در ماه

اين روزها نگاه تجاري به فضا به يك بايد تبديل شده است. آغاز اين فرآيند را مي‌توان در تلاش‌هايي ديد كه در زمينه توسعه گردشگري فضايي صورت گرفته است. ريچارد برانسون از جمله افراد سرشناسي است كه سرمايه‌گذاري كلاني در اين زمينه انجام داده است. او در نظر دارد تا انسان‌هاي عادي را تنها پس از سپري‌كردن يك دوره آموزشي كوتاه چندروزه و البته پس از پرداخت هزينه‌اي بالغ بر 200 هزار دلار به مدارات پايين زمين برساند و اينجا همان نقطه‌اي است كه به آن مرز ميان زمين و فضاي بيكران گفته مي‌شود. اما تصميم‌گيرندگاني كه در سطوح بالاتر عمل مي‌كنند به چشم‌انداز دورتري خيره شده‌اند. آنها به اين نكته فكر مي‌كنند كه با استفاده از نگرش تجاري به فضا راهي براي رسيدن دوباره به ماه و در ادامه شهاب‌سنگ‌ها پيدا كنند. اما رسيدن به اين اجرام تازه آغاز يك ماجراي هيجان‌انگيز است. قرار است در اين مرحله كارهايي همچون حفاري صورت گرفته و سنگ‌هاي معدني ارزشمندي از آنها استخراج و به زمين منتقل شود. البته مي‌توان تصور فرازميني ديگري نيز داشت و آن اين‌كه پردازش‌هاي لازم بر روي ماه صورت گيرد و تنها مواد معدني خالص به زمين منتقل شود. براي تحقق چنين چشم‌اندازي آن هم تا سال 2020 راهي نداريم جز اين‌كه صنعت فضانوردي خصوصي رونق پيدا كند. Virgin Galactic كه ثمره جاه‌طلبي‌هاي فضايي ريچارد برانسون به شمار مي‌آيد دقيقا روي همين نوار حركت مي‌كند. شايد تا چند سال پيش گردشگران فضايي مجبور بودند با پرداخت هزينه‌هايي نجومي بالغ بر 20 ميليون دلار سفري چندروزه به ايستگاه فضايي بين‌المللي داشته باشند اما با پايان برنامه روسيه براي انتقال گردشگران فضايي به خارج از مرزهاي زمين و در كنار آن خارج‌شدن شاتل‌هاي فضايي از برنامه كاري ناسا ديگر مجالي براي حضور گردشگران ثروتمند در كنار برنامه‌هاي فضايي نخواهد بود، حداقل تا يك دهه آينده اين‌گونه خواهد بود. در اينجاست كه نقش شركتها و پروژه‌هايي نظير Virgin Galactic به خوبي به چشم مي‌آيد. البته گردشگري فضايي تنها يك بعد نگاه اقتصادي به فضا محسوب مي‌شود. اين‌كه بتوان از منابع معدني غني اجرام فضايي استفاده كرد ذهن هر دانشمند فعال در چنين عرصه‌اي را مشغول به خود مي‌كند. رفتن به فضا و حفاري در اجرام آسماني و استخراج انبوهي از مواد معدني، چشم‌انداز ملموسي است كه رسيدن به آن غيرممكن نيست اما تنها بايد منتظر گذشت زمان بود. پيش‌بيني مي‌شود تا سال 2020 اقدامات اوليه‌اي در اين زمينه صورت گيرد. ماه به عنوان يك نقطه شروع در نظر گرفته شده است چون بشر پيش از اين پاي به آن گذاشته است. اگر بار ديگر اين اتفاق روي دهد و انسان اثر تازه‌اي روي اين قمر طبيعي بگذارد راه براي تكرار حفاري‌هاي بيشتر بر روي ساير اجرام آسماني هموار خواهد شد.

كنترل امور با استفاده از مغز

مغز انسان قابليت‌هاي خيره‌كننده‌اي دارد. اين قابليت‌ها تا آن حد گسترده است كه به آن به عنوان يك راز بزرگ نگاه مي‌شود. با گذشت زمان و پيشرفت فناوري‌هاي نوين بر دامنه اين قابليت‌ها افزوده مي‌شود و جالب اين‌كه در تازه‌ترين اين موارد امكان كاشت ريزتراشه‌ها در مغز و استفاده از آنها براي كنترل برخي سيستم‌ها مورد بررسي قرار گرفته است. بدون شك در عرصه علوم پزشكي اين مورد مي‌تواند سردمدار پيشرفت‌هاي فني باشد كه پيش‌بيني مي‌شود تا سال 2020 رنگ واقعيت به خود بگيرد. اين‌كه بتوان با استفاده از مغز انسان برخي امور را تحت كنترل درآورد نيازمند مجموعه‌اي از فناوري‌هاي فوق مدرن است. در اينجا با انسان به عنوان يك ساختار زيستي پيچيده سر و كار داريم و حال آن‌كه مي‌خواهيم با استفاده از اين ساختار پيچيده برخي سيستم‌ها و امور را نيز تحت كنترل قرار دهيم. در حال حاضر امكان كاشت ريزتراشه در مغز وجود دارد و جالب اين‌كه حيات بسياري از بيماران صرفا متكي به عملكرد اين ريزتراشه‌هاست اما اين‌كه قرار باشد از آنها به عنوان پلي ميان مغز و كنترل برخي امور استفاده شود، هنوز كار چندان مهمي انجام نشده است. پرسشي كه در اينجا مطرح مي‌شود اين است كه چالش اصلي در تحقق اين ايده چيست؟

پاسخ ساده و البته اميدواركننده است: ما هنوز به زواياي تاريك و ناشناخته مغز دست نيافته‌ايم اما از آنجا كه هر روز بر دامنه فناوري‌هاي نوين پزشكي افزوده مي‌شود مي‌توان اميدوار بود كه اين زواياي تاريك بزودي روشن خواهند شد. ارتباطات عصبي به صورت الكتريكي و شيميايي صورت مي‌گيرد و دانش بشري هنوز به مرحله‌اي نرسيده است كه اشراف كاملي بر چگونگي اين فرآيند داشته باشند. به عقيده بسياري از دانشمندان، بعد شيميايي اين فرآيند بر پيچيدگي آن افزوده است. چه بسا دانشمندان بتوانند ريزتراشه‌هايي را در بخش‌هاي مختلف مغز انسان كار بگذارند و با استفاده از جريان‌هاي الكتريكي منتظر بروز تغييرات خاصي باشند اما دانش ما درباره نقش فاكتورهاي شيميايي در چنين فرآيندهايي بسيار ناچيز است. سال 2020 مقطع هيجان‌انگيزي است كه براي تحقق اين ايده مطرح شده است. البته در بسياري از آزمايشگاه‌هاي پيشرفته تحقيقاتي جهان كارهايي در اين زمينه در دست انجام است اما اكثر آنها به طور مخفيانه و به دور از آگاهي عموم مردم به پيش مي‌روند.

مترجم: سعيد حسيني

منبع: PopSci

+ نوشته شده توسط ادمین در شنبه چهاردهم خرداد 1390 و ساعت 14:18 |
همزمان با پيشرفت دانش بشري در زمينه هوش مصنوعي، يك پرسش هيجان انگيز و البته عجيب مطرح مي‌شود كه در سال‌هاي اخير گروه قابل توجهي از دانشمندان عرصه رايانه را مجذوب خود كرده است. آيا اين امكان وجود دارد رايانه‌اي ساخته شود كه اجزاي پردازش‌كننده آن به جاي تراشه‌هاي سيليكوني انسان‌ها باشند؟ اين ايده حتي اگر هم به مرحله اجرا درنيايد از هيجان خاصي برخوردار است. اخيرا صحبت‌هاي جدي‌اي در اين زمينه شده است كه يكي از مهم‌ترين آنها به حاشيه كنفرانسي در آمريكا با عنوان فاكتورهاي انساني در سيستم‌هاي محاسباتي مربوط مي‌شود. در اين ايده از انسان‌ها و مغز آنها به عنوان ريزاجزاي تشكيل‌دهنده يك رايانه بزرگ ياد مي‌شود.

با توجه به اين‌كه در بعد نظري دستيابي به چنين چشم‌اندازي امكان‌پذير است، گروه‌هاي زيادي از محققان اين پرسش تأكيدي را مطرح مي‌كنند كه چرا نرم‌افزاري تهيه نشود كه فاكتورهاي آنلاين انساني مسوول انجام وظايف خاصي در آن باشند؟ البته اقدامات عملي اوليه‌اي نيز در اين خصوص صورت گرفته است. اگر سري به دانشگاه MIT بزنيد متوجه اين قضيه مي‌شويد. در اين دانشگاه گروهي از محققان برنامه‌اي براي Microsoft Word طراحي مي‌كنند كه بيشتر شبيه چك‌كننده بخش‌هاي مختلف صرف و هجوم يك كلمه است. البته در گذشته نمونه‌هاي بسياري زيادي از اين نوع برنامه‌ها ارائه شده اند اما اين يكي تفاوت بزرگي با همه قبلي‌ها دارد و آن اين‌كه چك كردن بخش‌هاي كلمه توسط انسان صورت مي‌گيرد و نه رايانه. بحث‌ها و نظرات زيادي در اين زمينه مطرح شده است كه خود نشان از تفاوت قابل توجه ديدگاه‌هاست.
با اين حال شمار قابل توجهي از دانشمندان بر روي اين نكته انگشت گذاشته‌اند كه انسان‌ها را مي‌توان براي انجام يك‌سري كارهاي آنلاين به كار گرفت. اينها كارهايي است كه انجام آنها شايد براي رايانه‌ها كمي دشوار باشد. البته اين ايده عمر چندان زيادي ندارد. در حقيقت اگر نگاهي به گذشته بيندازيم متوجه مي‌شويم كه تنها چند سال از مطرح شدن ايده طراحي سيستم‌هاي محاسباتي با استفاده از فاكتورهاي انساني مي‌گذرد اما در همين مدت نه چندان طولاني هم كارهاي جالب توجهي صورت گرفته است. البته اين ماجرا تنها به اينجا ختم نمي‌شود. محققان چشم انداز طولاني تري را نيز براي اين ايده متصور شده‌اند كه در آن رايانه‌هاي انساني در دنياي اينترنت به كار گرفته شوند. با اين حال بايد به يك حقيقت روشن اعتراف كرد كه همچون بسياري از ايده‌ها و فناوري‌هاي نوين، سيستم‌هاي محاسباتي انساني تا حد زيادي مبهم و به هم ريخته است و به زمان قابل توجهي براي سازماندهي آن نياز دارد.

مترجم: مهدي پيرگزي

جيم گايلز

مقاله‌نويس نشريه NEWSCINTIST

+ نوشته شده توسط ادمین در شنبه چهاردهم خرداد 1390 و ساعت 14:16 |