
داستان بنيادX داستان هيجانانگيز اكتشاف و پيشرفت به سوي آينده است. اهدافي كه براي اين مسابقه در نظر گرفته شده است گاه تنه به داستانهاي علمي تخيلي ميزند، اما بر مبناي آينده بشر و آيندهنگري انسان شكل گرفته است. داستاني كه بر مبناي تجربهاي موفق در ابتداي قرن 20 شكل گرفت و اكنون اميدهاي فراواني به آن بسته شده است.
مسابقهاي براي پرواز از فراز اقيانوس
اگر چه نمونههايي از تدوين جوايز علمي در قرن 18 و 19 وجود دارد كه از جمله ميتوان به مجموعه جوايز تعيين طولهاي جغرافيايي و ناوبري دريايي در قرن 18 و جايزه 100 هزار فرانكي دولت فرانسه براي استخراج سودا از آب دريا در قرن 19 اشاره كرد، اما يكي از تاثيرگذارترين اين جوايز كه باعث تغيير چشمگيري شد و در عين حال عموم مردم نيز به آن توجه نشان دادند در ابتداي قرن 20 وضع شد. در سال 1919 و در حاليكه انسان به تازگي توان پروازهاي سرنشيندار تجاري را به دست آورده بود، مساله مهم براي بسياري از مردم و صاحبان صنايع هوايي ارائه امكانات بيشتر پروازها و گسترش شبكه پروازي خود به مقصدهاي مختلف بود.
در آن دوره به دلايل فني امكان پروازهاي بسيار طولاني مدت وجود نداشت و هواپيماها بعد از طي مسيرهاي نسبتا كوتاه ناچار به توقف، سوختگيري و احيانا تعميرات جزيي بودند. از سوي ديگر آن روزهاي آغازين عصر فضا هنوز پرواز همراه با ماجراجوييهاي فراوان بود و فراتر از مهندسان و تاجران جمع كثيري از ماجراجويان نيز به اين عرصه پيوسته بودند. داستان هيجانانگيز زندگي چنين افرادي بعدها سوژه بسياري از فيلمها و داستانها شد كه يكي از آخرين نمونههاي آن فيلم هوانورد مارتين اسكورسيزي است كه به زندگي هيوز، هوانورد ماجراجوي امريكايي ميپردازد.
در آن دوره امكان پرواز از فراز اقيانوس اطلس و ايجاد پل ارتباطي ميان اروپا و امريكا اگرچه نيازي جدي محسوب ميشد، اما تلاش براي مستقيم كردن اين خط و پروازهاي بدون توقف بيشتر از آن كه نياز جامعه باشد ماجراجويي به حساب ميآمد.
در سال 1919 رقابتي مطرح شد كه برنده آن جايزهاي معادل 25 هزار دلار دريافت ميكرد. برنده اين جايزه كسي بود كه با هواپيمايي كه طراحي ميكرد مسير نيويورك - پاريس را بدون توقف پرواز كند. اين اتفاق تا سال 1927 رخ نداد. درآن سال خلباني به نام چارلز ليندبرگ موفق به انجام اين پرواز ماجراجويانه شد و براي اينكه اين جايزه را كسب كند عدد بسيار بيشتري را هزينه كرد. در حقيقت هزينه اين پرواز 400 هزار دلار برآورد شد، اما در حاليكه جهان احساس ميكرد اين پرواز تنها ارضاي يك حس ماجراجويي است، اما آمارهايي كه سال بعد منتشر شد نشان از آن داشت كه انقلابي واقعي در عرصه هوانوردي رخ داده است به طوريكه از زمان اعلام اين جايزه تا اهداي آن تعداد كساني كه گواهي خلباني دريافت كرده بودند 300 درصد افزايش يافته بود و همينطور ليسانس يا تاييد ايجاد خطوط هوايي نيز 400 درصد افزايش را نشان ميداد. بدين ترتيب انقلابي جدي در اين حوزه رخ داد كه برآوردهاي بعدي نشان از آن داشت كه بيش از 300 ميليارد دلار دستاورد اقتصادي اين جايزه 25 هزار دلاري بوده است.
روياي دوباره پرواز
دكتر پيتر ديامانديس محققي بود كه به طور جدي به نقش رقابت و جوايز ويژه براي پيشبرد نيروهاي خلاقانه باور داشت. مطالعه داستان جوايز قبلي نظير جايزه هوانوردي معروف 1919 او را بر آن داشت تا رايزنيهايي را براي راهاندازي جايزهاي جديد براي هدفي جدي شروع كند. او به شدت علاقمند و دلباخته فضا بود و آرزو داشت روزي فرا رسد كه پروازهاي فضايي از انحصار سازمانهاي فضايي خارج شده و وارد عرصه رقابتهاي خصوصي شود و سرانجام به جايي برسيم كه هر كسي كه ميخواهد به فضا برود بتواند بليط خود را رزرو كرده و عازم مدار شود، ايدههاي نخستين جايزه او را شكل ميداد. زماني كه در سال 1995 كمپاني هوانوردي سنت لوئيس شرايط شكلگيري بنياد اين جايزه كه جايزهX نام گرفته بود را ممكن كرد نخستين جايزه از مجموعه جوايز آن به نام جايزه ايكس - پرايز براي سفر خصوصي به فضا مطرح شد.
اين جايزه در سال 2004 رسما تغيير نام يافت و به جايزه انصاريX معروف شد و اهداي آن در همان سال داستان پروازهاي فضايي را وارد عصر جديدي كرد. اما آنچه اين بنياد و جايزه را ماندگار كرد عدد بالاي اولين جايزه آن نبود بلكه جمعي از نيروهاي روشن فكر و آيندهنگر بودند كه به نام حلقه چشمانداز اين مجموعه وارد بنياد شدند و آن را در مسيري خلاقانه به پيش بردند و با استفاده از روشهاي علمي آينده نگرانه خود سعي كردند از اين فرصت براي افزايش نقش انقلابي و پيش رو اين نهاد در پيشبرد دانش بهره گيرند.
نگاهي به اسم اين افراد كافي است تا توان عظيم خلاقانهاي كه در اين مجموعه جمع شدهاند را تصور كنيد. افرادي مانند لري پيج و سرگئي برين، بنيانگذاران گوگل، انوشه و امير انصاري، كار آفرينان نمونه ايالات متحده، اميد كردستاني، مدير افسانهاي بازرگاني گوگل تعدادي از اعضاي اين حلقه هستند. جالب اينكه در ميان 12 عضو اين حلقه 4 نفر ايراني هستند.
نخستين جايزه: به سوي فضا
نخستين جايزه كه در سال 1995 مطرح و در سال 2004 به نام Ansari X Prize تغيير نام داد تلاشي بود براي واقعي كردن پروازهاي خصوصي فضايي. انوشه انصاري مدير موفق يك شركت مخابراتي پس از آن كه به دليل فعاليتهاي اقتصادي و كارآفرينانه خود به چهرهاي مطرح تبديل شد به همراه همسر و برادر همسر خود شركت جديدي را براي كار روي فناوريهاي نوين ايجاد كردند. انوشه كه از كودكي عاشق پروازهاي فضايي بود و همين امر باعث شد تا سال 2006 او خود به عنوان نخستين فضاگرد زن جهان و اولين ايراني فضانورد به ايستگاه فضايي رود، با اطلاع از جايزهX به آن پيوست و حمايت مالي اولين جايزه را بر عهده گرفت.
اولين جايزهX كه به جايزه انصاري مشهور شد به مبلغ 10 ميليون دلار تعيين شد كه بر مبناي آن گروهي برنده تلقي ميشود كه بتواند فضاپيمايي خصوصي با قابليت پرواز به بالاتر از ارتفاع 100 كيلومتر ساخته و آن سفينه كه قابليت حمل حداقل 2 نفر دارد را در مدت يك هفته 2 بار با موفقيت آزمايش كند.
علت اين شرايط يكي واقعي بودن و امكانپذير بودن اين پرواز است و ديگري به صرفه بودن از نظر اقتصادي. سرانجام 4 اكتبر 2004 در پايگاهي در صحراي موجاوا در امريكا، طرحي كه به طور مشترك از سوي بارت روتان طراح پر سابقه سازههاي فضايي و پاول آلن شريك ثروتمند بيل گيتس در مايكروسافت مطرح شده بود توانست دومين پرواز موفق خود را به انجام برساند و اين طرح شامل يك هواپيماي حامل سفينه به نام شواليه سفيد بود كه زماني كه به ارتفاع مشخصي ميرسيد سفينه اصلي كه نام كشتي فضايي شماره 1 را بر خود داشت از آن جدا ميشد و با روشن كردن موتورهاي خود سفينه و خدمه آن را به مرز فضا در ارتفاع 100 كيلومتري ميرساند. در اين شرايط، خدمه براي دقايقي بي وزني را تجربه ميكردند، از فراز جو و از دل آسمان سياه، زمين را به شكل منحني ميديدند و سپس با فرود مانند يك گلايدر اين پرواز چند ساعته فضايي به پايان ميرسيد.
زماني كه اين پرواز با موفقيت انجام شد معلوم شد عصر انحصار دولتي در عرصه فضا رو به اتمام است و بزودي قدرتهاي خصوصي جديدي در اين زمينه ظهور ميكنند. اين جايزه 10 ميليون دلاري كه در سال 2004 اهدا شد از هماكنون نتايج خود را نشان داده است. برخي از شركتهاي خدمات هتلي از جمله هيلتون از هماكنون طرح ساخت هتلهاي فضايي خود را در دستور قرار دادهاند و حتي 2 نمونه بدون سرنشين به نام جنسيس در مدار قرار گرفته است از سوي ديگر سر ريچارد برانسون، سرمايهدار برجسته و صاحبنام كه يكي از چهرههاي اصلي سرمايهگذاري در حوزههاي نوين فناوري است چند هفته پيش اعلام كرد با همكاري برنده جايزه انصاريX نسل دوم كشتي فضايي و شواليه سفيد را تا سال آينده به شكل تجاري مورد استفاده قرار خواهد داد.
در اين طرح كه بر مبناي برنده مسابقه به توليد رسيده است 8 مسافر به همراه 2 خدمه با شواليه سفيد و كشتي فضايي شماره 2 به مدار زمين ميروند و چند ساعتي را صرف گذر از مرزهاي زمين و ديدار با زمين از فضا خواهند كرد. تاكنون 100 نفر بليط اين پرواز را كه از سال آينده آغاز ميشود رزرو كردهاند و در اولين گام هزينه سفرهاي فضايي شخصي به طور قابل توجهي تا 200 هزار دلار كاهش يافت و اين تازه اولين گام است.
در پي اين مسابقه هر ساله بنياد جايزهX مسابقهاي را به نام جام جايزهX برگزار ميكند كه در آن طرحها و ابتكارات نوآورانه در خصوص سفرهاي فضايي به رقابت با يكديگر ميپردازند و صاحبان صنايع فضايي نيز با حضور در آن امكانات آينده خود را محك ميزنند و از برخي از طرحها حمايت ميكنند تا مسير جديدي در راه پيشرفتهاي فضايي به وجود آيد.
گام دوم: به سوي اسرار بدن
اگرچه اولين اقدام و اولين جايزه بنيادX نگاه به آسمان داشت، اما در نگاه طراحان اين جايزه به سوي بنياديترين ساختارهاي بدن انسان تمركز پيدا كردند. بسياري از دانشمندان حوزه پزشكي و سلامت معتقدند تمام رفتارها، بيماريها، تواناييها و ناتوانيهاي ما در ژنهاي ما نقش شده است و اين ژنها ميتواند نقشهاي از عملكرد بدن را در گذر نسلها به تصوير بكشد.
پروژه نقشهبرداري ژنتيكي موجودات از زماني كه انسان با مفهوم ژن آشنا شد، در اولويت قرار گرفته بود و پس از آنكه اين پروژه در باره چندين موجود مختلف با موفقيت پيش رفت نوبت به انسان رسيد و سرانجام تكميل نقشه ژنتيكي يا ژنوم يك انسان در سال 2000 با موفقيت به نتيجه رسيد، اما مشكل كوچكي كه وجود داشت اين بود كه اين نقشهبرداري بسيار پر هزينه و از سوي ديگر بسيار زمانبر است و اين در حالي است كه اگر بتوان اين نقشهبرداري را در زمان كوتاه و به هزينهاي معقول انجام داد بسياري از بيماران كه دچار بيماريهاي عجيب و غريب و ناشناخته ميشوند ميتوانند با تهيه نقشه ژنتيكي خود ريشه مشكلات را پيدا كرده و در عين حال پزشكان نيز ميتوانند با در دست داشتن اين نقشه براي بيماران خود راهحلهاي موثري پيدا كنند.
همين انگيزه بنياد ايكس پرايز را برآن داشت كه دومين جايزه خود كه به جايزه آنكور ايكس، معروف است را اعلام كند. بر اساس اين اعلام اين جايزه به مبلغ 10 ميليون دلار به گروهي تعلق خواهد گرفت كه بتوانند در مدت 10 روز يا كمتر نقشه ژنتيكي 100 نفر را به طور كامل تهيه كنند به شرط آن كه براي تهيه هر نقشه بيش از 10 هزار دلار هزينه نشده باشد و خطاي نقشهبرداري كمتر از 1 به 100 هزار باشد.
در عين حال جايزه ويژه و اضافهاي هم براي گروهي در نظر گرفته شده كه علاوه بر انجام خواسته فوق بتواند نقشه ژنتيك چند فرد به خصوص كه فهرست آنها تهيه شده است را ترسيم كند. افرادي مانند پرفسور استفان هاوكينگ، انوشه انصاري و نلسون ماندلا در اين فهرست به چشم ميخورد. اين اتفاقي است كه اگر رخ دهد بازتابهاي بسيار قابل توجهي خواهد داشت و انتظار ميرود روند تشخيص و درمان بسياري از بيماريها دگرگون شده و در عين حال امكانات پيشگيري بسيار جدي نيز مطرح شود. هنوز هيچ گروهي اين جايزه را نبرده است، اما تلاشهاي بسياري در اين خصوص در حال انجام است.
گام سوم: هدف كره ماه
در طي چند سال اخير كه پژوهشهاي فضايي بار ديگر در كانون توجه قرار گرفته است، بار ديگر نام ماه و داستان سفر به آن نيز مورد توجه جدي آژانسهاي فضايي قرار گرفته است. اين بار و در حاليكه سازمانهايي مانند ناسا، اسا، آژانس فضايي ژاپن، روسيه، چين و هند ماه را هدف گرفتهاند، سياستگذاران جايزه ايكس در اقدامي متهورانه رقابتي را بنياد نهادهاند كه ميتواند سرنوشت اكتشاف ماه را دگرگون كند.
اين گروه جايزه خود را به مبلغ 50 ميليون دلار اعلام كرده است. حامي اين جايزه شركتGoogle است كه در سالهاي اخير تلاشهاي مهمي را در حوزه افزايش دامنه اينترنت انجام داده است و حتي توافقنامههايي با ناسا براي افزايش توان خود امضا كرده است. مطابق دستورالعمل اين جايزه جديد كه به جايزهx گوگل براي فتح ماه معروف شده است، تيمي برنده خواهد بود كه اولا تا پايان سال 2010 آمادگي خود براي شركت در رقابت را اعلام كرده باشد و بتواند مجموعه فضاپيما و روبات ماهنوردي را بسازد كه حداقل 90 درصد مراحل طراحي، سرمايهگذاري و ساخت آن به شكل خصوصي صورت گرفته باشد و اين سفينه بتواند به ماه پرواز كند، روبات مهنورد را به سلامت بر سطح ماه فرود آورد، اين روبات حداقل 500 متر روي ماه سفر كند و در نهايت تصاوير و دادههاي مشخصي از اين فضاپيما به زمين ارسال شود.
جالب اينجا است كه اگرچه انجام چنين كاري به نظر خيلي دور از ذهن ميآيد، اما همين الان حداقل يك تيم در اين رقابت ثبت نام كرده است تيمي كه به اوديسه ماه معروف است و طراحي خود را به پايان رسانده و در حال تكميل آخرين بخشهاي فني انجام اين آزمون است. جالب اينكه يكي از مديران اين تيم نيز يكي از هموطنان ما، دكتر رحيم خادم است. بدين ترتيب به نظر ميرسد اين بار اين جايزه قصد دارد به جاي آنكه پس از شركتها و صنايع دولتي موضوعي را خصوصي كند در اولين گام گوي رقابت را از بقيه بربايد و بيدليل نيست كه افرادي چون آرتور سي. كلارك و مراكزي چون ناسا و سازمان فضايي ژاپن از اين ايده و اين مسابقه پشتيباني كردهاند.
گام چهارم: محيط زيست
در گام چهارم بنياد ايكس پرايز جايزه خود را درخصوص خودروهاي آينده مطرح كرده است. اگرچه رقم دقيقي براي اين جايزه در نظر گرفته نشده است، اما از تيمهاي مختلف دعوت شده است تا در اين رقابت به منظور طراحي و ساخت خودروهاي دوستدار محيط زيست و فروش آنها به خريداراني كه راغب به خريد ماشينهاي سالم و سازگار با طبيعتند كنند. اگرچه عدد جايزه دقيقا معلوم نيست، اما سود سرشاري در اين رقابت نهفته است. امروز بخش عمدهاي از آلودگيهاي محيطي ما در اثر سوزاندن سوختهاي فسيلي در موتور خودروها صورت ميگيرد.
از سوي ديگر با توجه به اهميت يافتن مساله گرمايش زمين و تاثيرات آن بر زندگي روزمره ما و پيشرفتهاي فناوري كه نياز به خودروهاي جديد را بسيار برجسته ميكند بيش از هر زماني مورد توجه قرار گرفته است. بدين ترتيب اين مسابقه بستري را براي مشاركت در نجات سياره ايفا خواهد كرد. اين پروژه از هماكنون با پشتيباني سازمانهاي محيطزيست و افراد علاقهمند به حفظ كره زمين مواجه شده است. يكي از پشتيبانان آن بازيگر سابق هاليوود و فرماندار فعلي كاليفرنيا، آرنولد است.
پيش به سوي آينده
بنياد ايكس پرايز در اين سالها توانسته علاقه و توجه بسياري را با موضوعات آيندهنگرانه جلب كند. ديدگاه اين بنياد مبني بر ضرورت ايجاد تغييرات بنيادي و ريشهاي و فراتر از زمان و باور به امكان تحقق اين ايدهها از دل رقابت تاكنون توانسته است بخشي از اثرات خود را نشان دهد. با وجود اين راه بسيار طولاني در پيش است و ايكس پرايز نيز آماده چالشهاي جديد است. سياستگذاران و متفكران اين مركز در تلاشند تا به طرح جوايزي بپردازند كه ميتواند آينده را دگرگون كند. بازه مورد توجه آنها از مسائل اجتماعي و پزشكي گرفته تا فضا و دانشهاي نوين را كه ميتواند نحوه زيست ما را بر اين سياره دگرگون كند در بر ميگيرد.
اگرچه اين جوايز در رده گرانقيمتترين جوايز علمي جهان طبقهبندي ميشوند، اما فراتر از مقدار جايزه بايد نقشي را به ياد آورد كه اين جوايز در آينده بشريت ايفا خواهندكرد.
پوريا ناظمي





در اين ميان هر چند محققان معتقدند اين ليزرهاي ريزتراشه سراميكي مناسب توليد انبوه هستند و باعث پايين آمدن قيمت خواهند شد، اما مسوولان شركت همكار با ادعاي اين كه هنوز در مرحله تحقيق و توسعه قرار دارند، از اعلام جزئيات بيشتر درباره بهاي خرده فروشي اين سامانه ليزري يا تأثيرش بر كارآمدي سوخت امتناع ميورزند. اين وضعيت در حالي است كه گروه محققان سرگرم كار روي يك ليزر سه پرتوي هستند و اميدوارند حتي از ليزر فعليشان سريعتر از كار دربيايد.


البته به رغم همه محسنات عنوانشده در مورد ربات فريدا كه سيماي كارگر صنعتي توانا و ماهري از آن به نمايش ميگذارد، شركت سازنده آن ـ مثل بسياري ديگر از شركتهاي فعال در زمينه دانش رباتيك ـ تاكيد زيادي دارد كه ربات فريدا نهتنها براي جايگزيني كارگران انساني طراحي نشده، بلكه بيشتر براي كار كردن در كنار انسانها طراحي شده است. طراحي فريدا به نحوي است كه با فضا و فاصلههاي مورد استفاده افراد تناسب دارد و در نتيجه اين هماهنگي و مثلا در مواقعي كه دستور و ترتيب توليد عوض ميشود يا آرايشبندي جديدي مورد نياز است، ميتواند به سهولت با يك كارگر همكار انساني جابهجا و مبادله شود.

موضوع جالبي كه دانشمندان در مورد اين دسته از مواد هوشمند خاطرنشان ميكنند، بهرهگيري از پتانسيل بالقوه خود درماني و بهبودپذيري آنها براي گسترش كاربردهاي بيشتر آن است. درواقع مواد هوشمندي با قابليت ترميم و بهبود صدمات ناشي از فرآيند طبيعي استهلاك و فرسودگي ميتوانند سودمندي خود را در حوزههايي همچون حمل و نقل، ساخت و ساز، بستهبندي و بسياري كاربردهاي ديگر به اثبات برسانند. در همين رابطه برخي محققان معتقدند پليمرهاي بهبودپذير ميتواند به عنوان چاره و راهحلي براي چرخه آسيب و دورريز كالاهاي مصرفي مطرح شود كه مردم برخي كشورها با شدت بيشتري با آن مأنوس هستند. ضمن اين كه پليمرهاي بهبودپذير ميتواند به منزله گام اوليهاي در روند توسعه كلاسي از مواد پليمري مطرح شود كه در مقايسه با مواد پليمري قابل دسترس فعلي از طول عمر بسيار بالايي برخوردارند. در اين بين اما موانعي نيز وجود دارند كه بايد پشت سر گذاشته شوند تا اين تحقيق مفهومي بتواند به مرحله توليد در مقياس صنعتي خودش ترجمه شود.


مغز انسان قابليتهاي خيرهكنندهاي دارد. اين قابليتها تا آن حد گسترده است كه به آن به عنوان يك راز بزرگ نگاه ميشود. با گذشت زمان و پيشرفت فناوريهاي نوين بر دامنه اين قابليتها افزوده ميشود و جالب اينكه در تازهترين اين موارد امكان كاشت ريزتراشهها در مغز و استفاده از آنها براي كنترل برخي سيستمها مورد بررسي قرار گرفته است. بدون شك در عرصه علوم پزشكي اين مورد ميتواند سردمدار پيشرفتهاي فني باشد كه پيشبيني ميشود تا سال 2020 رنگ واقعيت به خود بگيرد. اينكه بتوان با استفاده از مغز انسان برخي امور را تحت كنترل درآورد نيازمند مجموعهاي از فناوريهاي فوق مدرن است. در اينجا با انسان به عنوان يك ساختار زيستي پيچيده سر و كار داريم و حال آنكه ميخواهيم با استفاده از اين ساختار پيچيده برخي سيستمها و امور را نيز تحت كنترل قرار دهيم. در حال حاضر امكان كاشت ريزتراشه در مغز وجود دارد و جالب اينكه حيات بسياري از بيماران صرفا متكي به عملكرد اين ريزتراشههاست اما اينكه قرار باشد از آنها به عنوان پلي ميان مغز و كنترل برخي امور استفاده شود، هنوز كار چندان مهمي انجام نشده است. پرسشي كه در اينجا مطرح ميشود اين است كه چالش اصلي در تحقق اين ايده چيست؟ 